بخش‌های اصلی

    

دریافت اطلاعات پایگاه

لطفاً نشاني پست الكترونيك خود را برای دريافت اطلاعات و اخبار پايگاه در كادر زير وارد كنيد.

آمار سایت

  • كل کاربران ثبت شده: 28 کاربر
  • کاربران حاضر در وبگاه: 0 کاربر
  • ميهمانان در حال بازديد: 3 کاربر
  • تمام بازديد‌ها: 1477670 بازدید
  • بازديد 24 ساعت قبل: 1720 بازدید

نشست تحولات منطقه و لبنان

  نشست "بررسی تحولات جاری منطقه و لبنان" روز سه‌شنبه نوزدهم آذرماه با سخنرانی شیخ شفیق جرادی از مؤسسان حزب‌الله لبنان، اساتید و دانشجویان رشته‌های مطالعات کشورهای عربی در تالار فرهنگ دانشکده مطالعات جهان برگزار شد.

AWT IMAGE

   

در ابتدای این نشست دکتر سید محمدمرندی رئیس دانشکده مطالعات جهان ضمن خوش آمدگویی به حضار در جلسه، شیخ شفیق جرادی را ازموسسان حزب‌الله و مشهور به مطهری لبنان دانست. وی همچنین از دانشجویان خواست تا برای آشنایی بیشتر با ایشان با موسسه فکری ایشان درلبنان در ارتباط باشند.

سپس شیخ شفیق جرادی از فرصت ایجاد شده تشکر و قدردانی کرد و بحث خود را در زمینه کشورهای عربی و تحولات اخیر منطقه آغاز کرد و گفت: همان طور که می‌دانید منطقه خاورمیانه در حال گذار از یک مرحله بسیار حساس است. آغاز این مرحله حرکت‌های مردمی وحوادث اتفاق افتاده درتونس بود که رسانه‌های گروهی آن را بهار عربی نامیدند. اما بهار عربی چیست؟ دومشکل اساسی ویژگی خاص کشورهای منطقه است که همیشه در کشورهای عربی نیز وجود داشته است؛ اول استبدادی است که درنظام‌ها توسط حاکمان منطقه آشکارا اعمال می شود و جامعه را از هرگونه پیشرفت، پویایی و تحول باز می دارد. باتوجه به نقش کشورهای غربی درشکل گیری استبداد، این نظام های استبدادی همیشه به دنبال تحقق اهداف و تمایلات غربی‌ هستند. مشکل دیگر وجود رژیم اشغالگر صهیونیستی است. همانطور که می دانید این‌ها مردمی بودند که در گذشته برای اروپاییان مشکل ساز شده بودند. لذا غربی‌ها تصمیم گرفتند برای حل مشکل خود و کنترل منطقه حساس خاورمیانه در منطقه، کشوری را که مرکز تجمع نظامی باشد ایجاد کنند. بریتانیا و پس از آن آمریکا ازاین اقدام دو هدف را دنبال می کردند؛ اول اشغال سرزمین فلسطین و کنترل نظام‌های دست‌نشانده برای عدم تغییر سیاست‌ها و دیگری منع ملت‌ها از رسیدن به آزادی و توسعه حقیقی.لذا اسرائیل برای جلوگیری از تحقق این اهداف و به بهانههای مختلف دائما دست به اقدام نظامی می‌زد. از نظر من تنها کشوری که توانسته ازاین تنگنا خارج شود ایران است. اما فعلا بحث ما ایران نیست بلکه کشورهای عربی است.

   وی سپس افزود: آنچه درتحولات کشورهای عربی اتفاق افتاده این است که ملت‌ها شروع به مشارکت سیاسی یا درخواست تغییر نظام‌های استبدادی کردند. دلایل این حرکت‌ها بسیار است؛ مهم­ترین آنها موفقیت ایران در ارائه یک الگو و تجربه اسلامی و ضداستعماری است. این عامل باعث ایجاد رغبت اجرای این تجربه سیاسی در احزاب و گروه‌های سیاسی منطقه شده است. و اما مقاومت اسلامی لبنان و تاثیرآن بر مقاومت فلسطینیان یکی دیگر از این عوامل است. این عامل منجر به شکل گیری مقاومت جدید و خواسته‌های نوینی برای تغییر نظام استبدای منطقه شد. عامل سوم این است که ملل منطقه نسبت به نقش منفی حکومت‌های مستبد منطقه یقین پیدا کردند. لذا به منظور رسیدن به آزادی تصمیم به سرنگونی این حکام مستبد گرفتند و به قول معروف بهار عربی را خلق کردند.

وی همچنین درباره آثار و نتایج بهار عربی گفت: سرنگونی برخی حکام دست نشانده یا به عبارت دیگر آغاز فروپاشی نظام­های استبدادی و شروع بیداری ملت‌های منطقه و بروز ناآرامی و بی‌نظمی در کشورهای مذکور به دلیل عدم وجود رهبری مستقل در حرکت‌های اعتراض آمیز مردمی بود. از نتایج مثبت این آثار، ظهور گروه‌ها و قدرت‌های جدید ضدآمریکایی و ضداسرائیلی در این کشورهاست و نتیجه منفی فقدان رهبری و برنامه سیاسی واضح است. برخی گروه‌ها همچون اخوان‌المسلمین که ازنظم و انسجام بیشتری برخوردار بودند از فرصت استفاده کرده و در مصر، تونس، لیبی و ... قدرت را در دست گرفتند.

 وی سپس گفت: چالش از آنجا شروع شد که بهار عربی شکل بیداری اسلامی پیدا کرد. در این میان برخی قدرت‌های منطقه و فرامنطقه ناظر و مراقب این تحولات جدید بودند . آمریکا و اسرائیل از یک سو، ایران و حزب‌الله ازسوی دیگر و کشورهای خلیج فارس همچون قطر، امارات متحده عربی و عربستان سعودی از جهات دیگر مراقب و مترصد این تحولات بودند.

شیخ شفیق جرادی در ادامه افزود: آمریکا و اسرائیل این تحول را یک خسارت بزرگ تلقی و فشارهایی برحکومت اخوان وارد کرد. به آنها این امر را القا کردند که چنانچه باقدرت‌های بزرگ همراهی و سازش نکنید در قدرت پایدار نخواهید بود. متأسفانه این گروه سیاسی اسلامی به علت بی‌تجربگی و عدم درایت سیاسی تسلیم این فشارها شدند و غافل از این بودند که آمریکائی‌ها همیشه شیوه فریبکارانه خاصی در تعامل با دوستان دارند و با هیچکدام از دوستان خود مگر در حد تحقق منافع خود باصداقت رفتار نمی‌کنند. این سازش باعث کاهش اعتبار و تضعیف گروه‌های سیاسی به‌اصطلاح اسلام‌گرا در میان ملت‌های خود شد. دراین میان دو کشور امارات متحده عربی و عربستان سعودی که از همان ابتدا مخالف به قدرت رسیدن اخوانی‌ها و مترصد به‌دام افتادن آنان بود، فرصت را غنیمت شمردند و برای سرنگونی آنان دست به­کار شدند. مراقب و ناظر دیگر این اوضاع، یعنی ایران و حزب الله (گروه های مقاومت) شروع به طرح اندیشه وحدت ملت‌ها و ضرورت ایجاد وحدت در برنامه‌های سیاسی امت اسلامی به منظور مقاومت در برابر رژیم اسرائیلی را ارائه کردند. در این برهه حساس زمانی، تحول خطیری در منطقه اتفاق افتاد. عربستان سعودی با این استدلال از آمریکا درخواست کرد همانطورکه شما عراق را تقدیم شیعیان کردید، باید کمک کنید که سوریه را تحویل بگیریم و اینگونه حرکت‌های اعتراض آمیز سوریه را در قالب بهار عربی شکل دادند. ولی به‌سرعت برای همگان آشکار شد که هدف از ایجاد این ناآرامی سرنگونی اسد نیست، بلکه هدف تضعیف و نابودی محور مقاومت در منطقه است. و چون توانایی رویارویی مستقیم با ایران و حتی حزب‌الله را نداشتند، ضعیف ترین حلقه این محور یعنی سوریه را انتخاب کردند. با این تصور که اگر این نقطه را به دست آورند می توانند ارتباط زمینی و هوایی ایران با گروه‌های مقاومت را قطع و سوریه را از این محور خارج کنند و آن­را به عنوان پاداش تحویل عربستان دهند.

   او همچنین ادامه داد: اما واقعیت‌های فعلی نشان می‌دهد که همه معادلات منطقه تغییر یافته است. متأسفانه اندیشه اسلام سیاسی در جهان عرب از بین رفت و تحلیلگران عرب امروزه ازعدم شایستگی دین و گروه‌های اسلامی درفعالیت‌های سیاسی سخن می‌گویند و نقش پیشرو بودن اخوان المسلمین در شرایط فعلی پایان یافته تلقی می شود. به عبارتی، نقش تمام حرکت‌های اسلامی معتدل و تعقل‌گرای منطقه عربی خاتمه یافته است. لذا امروزه در جهان اسلام تنها دو اندیشه فعال وجوددارد؛ اندیشه و برنامه گروه های تکفیری و اندیشه و برنامه محور مقاومت.

وی سپس گفت: درهمین راستا به نظر من توافقی که درژنو اتفاق افتاد، تأثیرات استراتژیک بسیار مهمی داشت. این توافق چهره واقعی آمریکا و برخی کشورهای اروپایی را آشکار ساخت و برای همه روشن شد که ادعای آنها درخصوص اندیشه تروریسم شیعه نفاقی بیش نیست. زیرا در مضمون این توافق، مسالمت آمیز بودن برنامه ایران برای جهانیان ثابت شد و درنتیجه دیوار حصار سیاسی و معنوی علیه ایران و محور مقاومت ترک برداشت وهمچنین باعث سردرگمی و سرافکندگی همه قدرت‌های مخالف توافق خصوصاً اسرائیل و عربستان شد. مهم‌تر اینکه حقیقت رابطه عربستان با اسرائیل را برای ملل منطقه آشکار ساخت و مردم به این واقعیت پی بردند که یا باید محور مقاومت و یا محور تکفیری‌ها را انتخاب کنند.

شیخ شفیق جرادی گفت: پس ازساقط شدن تجربه اسلام سیاسی در زمینه چالش‌های سیاسی، بر گروه‌های مورد نظر ایران و حزب الله واجب شد که الگوی سیاسی و عملی واضح و موفقی هم در زمینه حکومتی و هم در زمینه اداره مسائل و چالش‌های منطقه‌ای ارائه کنند. به نظر من تجربه سیاسی اسلامی ایران از زمان رحلت رسول گرامی اسلام تاکنون، اولین و موفق‌ترین تجربه سیاسی اسلامی بوده است. ولی ظاهرا، کار و اندیشه پژهشگران و اندیشمندان ایرانی محدود به ایران و نیاز داخلی باقی مانده است. امروزه جهان و منطقه به یافتهها و اندیشه شما نیاز دارد، لذا وظیفه پژوهشگران و متفکران ایرانی است که یافته‌های خود را به جهان و ملل منطقه عرضه کنند. بنابراین جوانان ایرانی باید در جهت خلق اندیشه‌های فلسفی، سیاسی و نظری طلیعه‌دار منطقه باشند.

وی درخاتمه افزود: آینده از آن اندیشه سیاسی اسلامی مبتنی بر مقاومت، خداجوئی، انسانیت و شناخت است. برهمین اساس باید به نقش خود ایمان و اعتقاد داشته باشیم. در پایان جلسه حاضران به پرسش و پاسخ در خصوص مطالب مطرح شده پرداختند.

 

AWT IMAGE


دفعات مشاهده: 2416 بار   |   دفعات چاپ: 518 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 40 بار   |   0 نظر

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به انجمن ایرانی مطالعات جهان می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2015 All Rights Reserved | Iranian World Studies Association

Designed & Developed by : Yektaweb