بخش‌های اصلی

    

دریافت اطلاعات پایگاه

لطفاً نشاني پست الكترونيك خود را برای دريافت اطلاعات و اخبار پايگاه در كادر زير وارد كنيد.

آمار سایت

  • كل کاربران ثبت شده: 28 کاربر
  • کاربران حاضر در وبگاه: 0 کاربر
  • ميهمانان در حال بازديد: 16 کاربر
  • تمام بازديد‌ها: 2309780 بازدید
  • بازديد 24 ساعت قبل: 817 بازدید

جلسه سخنرانی به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی برگزار شد

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۷/۱۲/۲۷ | 

به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران، در دهه مبارک فجر مراسم گرامیداشت در دانشکده مطالعات جهان برگزار شد.

به همین مناسبت در روز دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۷، با هماهنگی روابط بین‌الملل دانشکده، و با همکاری مؤسسه مطالعات آمریکای شمالی و اروپا، و انجمن ایرانی مطالعات جهان، سه سخنرانی با سه موضوع‌ ایراد شد. اداره نشست را نیز دکتر هادی دولت‌آبادی، استادیار گروه مطالعات فرانسه، برعهده داشت.

سخنران نخست نشست، دکتر عباس خامه‌یار، معاون بین‌الملل سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، با موضوع «نقش منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران در تحولات معاصر»، به بررسی یکی از چالش‌های بزرگ بین‌المللی، منطقه‌ای و محلی پرداخت. دکتر خامه‌یار با اشاره به اینکه در گذشته نگاه ما به نقش منطقه‌ای اجزایی بوده است، نیاز امروز را نگاه کلان و نگاه از بالا خواند که با این نگاه می‌توان وضعیت آینده را پیش‌بینی کرد. دکتر خامه‌یار سخنان خود را با طرح دو پرسش مطرح کرد: این تحولات چیست و در کجاست، چگونه آغاز شده است و غایت نهایی این تحولات چیست؟ و پرسش دوم نقش ما در ایجاد و رویارویی با این تحولات چیست؟

دکتر خامه‌یار ادامه سخنان خود را بر سه نکته متمرکز ساخت.

نکته نخست، ضمن تأکید بر اینکه نگاه باید کلان باشد، به بررسی وقایع ۲۰۱۱ و بیداری اسلامی یا بهار عربی پرداخت که مورد حمایت جمهوری اسلامی و مورد حمایت سریع، شفاف و با قدرت رهبری انقلاب بود. همچنین، دلایل شکل‌گیری شیعه‌هراسی و ایران‌هراسی و دلایل فراموش‌شدن فلسطین با توجیهی فقهی و مذهبی را مطرح کرد که قدس‌الاقداس اهل سنت و ملت‌های عرب است و مقوله دشمن دور و دشمن نزدیک مطرح می‌شود. وی ورود بیش از هشتاد کشور و هشت‌صدهزار نفر به منطقه را جنایتی بشری خواند که به‌ هم‌کیشان و هم‌مذهبیان در سوریه، لیبی، سودان، الجزایر و عراق وارد آمده است. همچنین، به جنبش اخوان‌المسلمین اشاره کرد که بزرگ‌ترین جریان سیاسی معتدل محسوب می‌شد، و در مصر به دو بخش تقسیم می‌شود و میدان التحریر و میدان الرابعه جامعه را دو پاره می‌کند. از طرفی، ترکیه که هم‌پیمان آمریکا و عضو ناتو و رفیق اسرائیل است، مورد حمله قرارمی‌گیرد و کودتایی نافرجام در آن شکل می‌گیرد.

نکته دوم مطرح که سرآغاز بسیاری از تحولات محسوب می‌شود، توافقنامه سرّی سایکس‌پیکو در سال ۱۹۱۶ است که بین دو قدرت بزرگ غربی فرانسه و انگلیس به امضا درآمد و سرزمین عثمانی به‌عنوان سرزمین وسیع و فراگیر اسلامی و خلافت عثمانی را با آن عظمت فروپاشید و کشورهای عرب نیز تجزیه و تقسیم شد (تقسیم شامات به اردن، فلسطین، سوریه و لبنان).

رشته تحصیلی در حوزه روابط بین‌الملل، حضور میدانی و تحقیقات پژوهشی دکتر خامه‌یار از جمله مواردی بود که در بحث سایکس‌پیکو مورد مداقه قرارگرفت. توافقنامه سایکس‌پیکو را دو دیپلمات عرب‌شناس، منطقه‌شناس و شرق‌شناس، مارک سایکس انگلیسی و فرانسوا ژورژ پیکوی فرانسوی با موافقت امپراتوری تزاری و باجی که تزار از این دو دیپلمات در آسیای صغیر بابت حق‌السکوت گرفت، منطقه را تقسیم کردند. در آن زمان آمریکاییان نقشی نداشتند و از بهره‌های این توافقنامه بازماندند و به‌محض برملاشدن به سهم‌خواهی پرداختند. این توافقنامه سرّی پس از انقلاب حزب کمونیست در شوروی افشا شد. به‌موجب این توافقنامه منطقه الهلال الخصیب، یعنی مشرق عربی، بین دو کشور فرانسه و انگلیس تقسیم شد و غرب آسیا و در اصطلاح امروز خاورمیانه تحت نفوذ غربی‌ها قرارگرفت. نکته مهم در این توافقنامه که طرح انگلیسی‌ها بود، مسکوت‌گذاردن مسئله فلسطین تا سال ۱۹۱۷ بود. در این سال، یعنی یک سال پس از توافقنامه سایکس‌پیکو، در بیانیه بالفور که یکی از ننگین‌ترین توافق‌ها و روز نکبت در ادبیات عرب ثبت شده است تصمیمی اتخاذ شد که قوم یهود صاحب سرزمینی شوند. در آن زمان یهودیان تنها ۱۱ درصد از جمعیت فلسطین را داشتند. در اصل این نخستین تجزیه جهان اسلام توسط غربیان بود.

در تحلیل تاریخ توسط جهان اهل سنت در همه جا و در جهان عرب و در میان تمامی روشنفکران سکولار، مذهبی و ناسیونالیست اتفاق نظر وجود دارد که منفورترین رویداد و زشت‌ترین اتفاق توافقنامه سایکس‌پیکوست. ناسیونالیست‌ها آن را فروپاشی وحدت جهان عرب می‌بینند و اهل سنت فروپاشی خلافت عثمانی.

پیش از سایکس‌پیکو، در نشست بازل در ۲۹ اوت ۱۸۹۷ زعمای صهیونیست به‌دنبال وطن می‌گشتند و کشورهای مختلف در اروپا و آفریقا مطرح بود و غربیان به‌دلیل اذیت و آزاری که یهودیان داشتند، تصمیم داشتند که آنان را دور کنند و به خاورمیانه بکشانند که خاکریزی نیز برایشان محسوب شود. توافقنامه سایکس‌پیکو اجرایی‌کردن برنامه‌هایی بود که در نشست بازل مطرح شده بود: «دولت اعلیحضرت نسبت به تأسیس وطنی ملی برای قوم یهود در فلسطین نظر مساعد دارد و بیشترین تلاش خود را بر تسهیل دستیابی به این هدف به کار خواهد گرفت.» این جنگ نژادپرستی آپارتاید یهودیان در فلسطین با تمام وجود به‌دنبال نسل‌کشی بوده است. صدها روستا در وضعیتی بدتر از دیر یاسین در فلسطین مواجهه بودند که دوربین اتفاقی ثبت وقایع یاسین یکی از آن هزاران جنایت است. دکتر خامه‌یار در این‌باره به کتاب جنگ نژادپرستی اشاره کرد که نویسنده آن یهودی‌ای غیرصهیونیست است. تمام این وقایع تحت عنوان «از نیل تا فرات» دنبال شده است که هر دو رودخانه صاحب پرچم جعلی اسرائیل است. این شعار راهبردی و تمامی اقدامات انجام‌شده تا به امروز طی این صد سال گام‌به‌گام قابل‌تحلیل است.

این روند با توجه به اهداف از پیش تعیین‌شده با شدت تمام ادامه داشت. سه مانع بر سر راه این اهداف پیش آمد. یکی پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ بود. سخنان اسرائیلی‌ها درباره انقلاب ایران مستند است و پیروزی انقلاب ایران را زلزله‌ای برای اسرائیل و فرارسیدن دوران تاریکی برای اسرائیل عنوان کرده‌اند.

مانع دوم جبهه مقاومت اسلامی، حزب‌الله لبنان، است. آخرین جنگ میان اعراب و اسرائیل جنگ شش روزه بود که دکتر خامه‌یار از آن به‌عنوان جنگ واگذاری اراضی یاد کرد. در این جنگ اعراب هم در کرانه غربی، هم در جولان و هم در سینا وارد جنگ شدند و هر آنچه داشتند واگذار کردند. و این نقطه تاریک و مأیوس‌کننده‌ای برای همه نسل‌های بعد از ۶۷ محسوب می‌شود. حزب‌الله لبنان برای نخستین‌بار این ماشین پیشروی را به عقب راند. در جنگ سه‌روزه و پس از آن بازپس‌گرفتن نوار جنوبی لبنان و زمینه مقاومت برای منطقه و کل کشورها مهیا شد.

مانع سوم تحولات با عنوان بیداری اسلامی یا بهار عربی در سال ۲۰۱۱ بود و این تحولات، هم مقاومت اسلامی و هم بیداری اسلامی، مستقیم یا غیرمستقیم، متأثر از ادبیات انقلاب اسلامی ایران بود.

این سه مانع با یک سرمنشأ، مانع توسعه‌طلبی و زیاده‌خواهی در برابر سایکس‌پیکو و در برابر بالفور بوده است و کل معادلات را برهم‌زد.

در تمامی این تحولات آمریکاییان و غرب به این نتیجه رسیدند که اسلام سیاسی پیروزمند است. لذا، باید با اسلام سیاسی همراهی کرد و از آن با عنوان «سازگاری راهبردی» یاد کردند و معتقدند بزرگ‌ترین حزب این اسلام سیاسی و جریان اسلام سیاسی اخوان‌المسلمین است. این همراهی در مصر تحقق یافت. ملاقات‌های رایس و کشوری که مبارک پایه‌گذاری کرد این زمینه همراهی را کاملاً فراهم کرد و اخوان‌المسلمین به پارلمان مصر راه یافت. اعتقاد بر این بود که این همراهی به نفع غرب خواهد بود، صرف‌نظر از اینکه به‌دست چه حکومتی باشد. امنیت داخلی آمریکا، بحث انرژی و حفظ امنیت مرزهای اسرائیل سه اصل مهمی بود که آمریکا دنبال می‌کرد. با تمامی این‌ها و با تمامی حمایت‌های اعراب، آمریکاییان تاب سازگاری نیافتند، چون قابل اطمینان نبودند، امن نبودند، و به‌خصوص رژیم‌های عربی که احساس می‌کردند این سرنگونی‌ها در نهایت به خود آن‌ها نیز خواهد رسید. لذا، پاتک مهمی در برابر بیداری اسلامی پدید آمد که عربستان و امارات با حمایت‌های مالی، نقش اصلی را داشتند. بزرگ‌ترین پاتک در سوریه و پس از آن در عراق بود و شرایط به‌گونه دیگری رقم خورد.

آمریکاییان به‌دنبال آن بودند که آنچه را در سایکس‌پیکوی ۱ به‌دست نیاوردند کسب کنند. از سرعت حوادث غافلگیر و منفعل شدند، با اینکه حوادث را پیش‌بینی می‌کردند. آمریکاییان علاوه‌بر همراهی با اخوان، با شکست مواجه شدند و با احزاب رسمی و احزاب سکولار در حوزه بیداری اسلامی به نوعی جرزنی روی آوردند و چینشی جدید و وضعیتی جدید را دنبال کردند تا سایکس‌پیکوی ۲ را شکل دهند. به باور دکتر خامه‌یار سایکس‌پیکوی ۲ زاده تحولات اخیر نیست، از زمان پیروزی انقلاب و حتی قبل از آن نیز مطرح بود. افرادی نظیر برنارد لوییس، با عنوان پدر تجزیه جهان اسلام، که یهودی‌تبار و شرق‌شناسی بسیار کینه‌توز محسوب می‌شود طرح تجزیه عراق و نقشه‌های تقسیم‌ منطقه‌ای را مطرح کردند. طرح‌های متعددی در پنتاگون ارائه شده است و کشورها را به‌شیوه‌های مختلف تقسیم و نامگذاری کرده‌اند. این تقسیم‌بندی‌ها هم بر اساس جغرافیاست و هم بر اساس مذهب و هم بر اساس قومیت. نسخه‌های متعددی ایجاد کرده‌اند و پس از آن کسینجر بر سر این مسئله نشست‌های سالانه در اسرائیل در مورد منطقه شرق داشت. در تمامی این موارد عامل ایران و ایران و تمدن ایران هدف اساسی بوده است.

برنارد لوییس در موشه‌‌دایان در دانشگاه تلاویو در ۱۸ ژانویه ۱۹۹۹ نقش ایران در تاریخ و تأثیر آن در تمدن جهان را طی سخنرانی‌ای با همین عنوان مطرح کرد و می‌گوید: «در دوهزار سال گذشته هیچ کشور مشاع یا نیروی خارجی نتوانسته است بر زبان و فرهنگ ایرانی آثار بنیادین برجای‌گذارد که این یکی از نشانه‌های فرهنگ برتر است و فرهنگ برتر همواره بر فروتر چیره یافته است.» سپس نتیجه می‌گیرد: «تنها امکان رویارویی با چنین فرهنگی نابودکردن آن است.» و پیشنهاد می‌کند که ایران را به قطعات قوی گوناگونی بشکنند و میان کشورهای نوپا تقسیم کنند. و در جای دیگری بالکانیزه‌شدن ایران را توصیه می‌کند. برنارد لوییس برای تجزیه و تفکیک جهان اسلام و عرب در سال ۱۹۸۰ می‌گوید: «هنگامی که جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در جریان بود، برژینسکی وزیر امورخارجه وقت آمریکا گفت مشکل اصلی و مهمی که آمریکا در حال حاضر با آن مواجه است این است که نمی‌داند چگونه می‌تواند جنگ دیگری در خلیج‌فارس به‌راه اندازد که در حاشیه و پیرامون جنگ ایران و عراق قرار داشته باشد تا بدین وسیله بتواند قرارداد سایکس‌پیکو را اصلاح و تعدیل کند.»

در پژوهشی نیز در پنتاگون کشورهای منطقه را نام می‌برد و تقسیم‌بندی‌های مختلفی را پیشنهاد می‌دهد. در تهیه آن دویست استاد دانشگاه‌های آمریکا نقش داشته‌‌اند.

دکتر خامه‌یار در نتیجه‌گیری بحث خود گفت ایجاد سایکس‌پیکو و بالفوری جدید با توجه به تحولات در حوزه مقاومت و در منطقه پس از ۲۰۰۰ و ۲۰۰۳ و ۲۰۰۶ برای اسرائیل مطرح شد و از مدت‌ها قبل در دست اجراست و در این سایکس‌پیکوی جدید بازترسیم نقشه‌های سیاسی جدید در منطقه دنبال می‌شود. حسن هیکل، هوشمندترین تاریخ‌نگار معاصر، در بیان خاطرات خود در الجزیرهبارها با دریافت میلیونی این مطالب را گفته است. بعدها حرف‌های جدیدی زد و معتقد بود که تمام مرزهایی که در نقشه جغرافی ترسیم شده‌اند دنبال می‌شود که جابه‌جا شوند و مرزها و نقشه‌های جدیدی ترسیم شود و با نقشه‌های جغرافیایی فعلی جابه‌جا شوند. اتفاقاتی که امروز در منطقه دیده‌ایم و همچنان ادامه دارد سایکس‌پیکو و بالفور جدید با نشانه‌گیری به بحث ایران است. در این قضیه جنگ نسل چهارم مطرح است که همان از میان بردن کامل ارتش‌های منطقه و نیروهای نظامی بالقوه و تهدیدگر اسرائیل است؛ هر کشوری با نسخه خود. برای مثال، ارتش عراق تا چند سال آینده قدرت نظامی خود را از دست خواهد داد. ارتش سوریه نیز به‌همین ترتیب خواهد بود. ارتش مصر به‌عنوان قدرتمندترین و توانمندترین نیروی نظامی پشتوانه جهان عرب باید در داخل بین میدان الرابعه و التحریر با مردم در جنگ باشد یا در سینا با نیروهای تکفیری و به این شکل فروبپاشد. ارتش ترکیه نیز به شیوه‌ای دیگر از میان برداشته شود. این بحث پیش از انقلاب و در اوایل انقلاب نیز مطرح بود. در جریان انقلاب به تعبیر حضرت امام، شعارهای شب‌های آمریکایی، نخستین شعارشان در داخل کشور انحلال ارتش بود و این هوشیاری و هوشمندی امام بود که نگذاشت محقق شود. تمامی احزاب چپ و سکولار و کمونیسم با تمام وجود به‌دنبال انحلال ارتش بودند. پس از سقوط بغداد، تمامی این مسائل را در عراق و پس از انحلال ارتش عراق شاهد بودیم.

نقش جمهوری اسلامی در منطقه این بوده است که ماشین تجزیه با پلاک سایکس‌پیکوی ۲ را تا اطلاع ثانوی متوقف کرده است. لیبی به‌دلیل فاصله زیادی که با ایران داشت فروپاشید. حلب نخستین زنگ به صدا درآمده ماشین تجزیه بود. تجزیه حلب به‌معنای تجزیه سوریه بود. رسیدن تکفیری‌های به دروازه بغداد برای تجزیه عراق بود. در عراق مهم‌ترین نقش منطقه‌ای ما در جدایی کردستان عراق بود که به‌دنبال ایجاد اسرائیلی در نزدیکی ما در پنجاه سال آینده و ایجاد بحران برای ما بودند. با قدرت تمام عیار جمهوری اسلامی ایران این مسئله هم در عراق و هم در سوریه متوقف شد و توبه‌کار شدند. در لبنان نیز به‌گونه‌ای دیگر متوقف شد. سودان از دست ایران خارج بود و لذا جدا شد.

توسعه‌طلبی رژیم صهیونیستی با شعار «از نیل تا فرات» نیز متوقف شده است. همان‌طور که حضرت آقا نیز اشاره داشتند، وقتی جنگی سیاسی، نظامی و امنیتی مطرح می‌شود، اسرائیلی‌ها دست به دامان مصری‌ها می‌شوند برای توقف نیروهای فلسطینی.

نکته آخر سخنان دکتر خامه‌یار به ایجاد مصونیت برای کشور اختصاص داشت. به باور وی آمریکاییان به‌دنبال تغییر رفتار و به‌دنبال سرنگونی و تجزیه هم نیستند، بلکه هدف غایی آنان فروپاشی و برهم‌ریختن کل کشور و جنگ نابودکننده کل اقوام و مذاهب کشور است.

سخنران دوم نشست، دکتر فؤاد ایزدی، استادیار گروه مطالعات آمریکای شمالی، با عنوان «انقلاب و ایدئولوژی» بود.

دکتر ایزدی وقوع انقلاب در جامعه را پدیده‌ای خواند که ممکن است گروهی ناراضی هم داشته باشد. وی از جمله دلایل این نارضایتی را پیشینه، نوع جهان‌بینی، زمینه خانوادگی، حوزه مورد مطالعه و دغدغه افراد برشمرد و انقلاب را موضوعی برگرفته از ایدئولوژی (جهان‌بینی) خواند. از جمله دلایل افراد ناراضی از انقلاب ممکن است این مسئله باشد که این انقلاب بسیار ایدئولوژیک بود و سیاست خارجه جمهوری اسلامی را ایدئولوژی‌زده می‌خوانند. این استاد گروه مطالعات آمریکای شمالی به تعریف واژه ایدئولوژی از منابع مختلف پرداخت. نخست به دیکشنری آکسفورد اشاره کرد (ایده و ایده‌آل‌ها، به‌خصوص آنچه ریشه و پایه نظریه‌های سیاسی و اقتصادی و سیاستگزاری است). تعریف دیگری از وبستر دیکشنری بیان کرد (شاخص‌های فکری افراد، گروه‌های یا فرهنگ‌ها). تعریف کمبریج دیکشنری را نیز مطرح کرد. با توجه به تعاریف که بسیار نیز به هم شبیه است، پذیریش این مسئله که افراد ایدئولوژی نداشته باشند دشوار می‌نماید. و ایدئولوژی را مانند تفکر دانست که افراد نمی‌توانند فاقد آن باشند.

به بیان این استاد، کارهای پژوهشی در حوزه ایدئولوژی افزایش یافته است، از جمله در حوزه سیاست. وی شش نوع کاربرد ایدئولوژی را نام برد که این استفاده‌های شش‌گانه در دیکشنری‌های نامبرده نیز قید شده است که همان نظام باوری افرادی است.

دکتر ایزدی ایدئولوژی را در پیروزی انقلاب اسلامی مؤثر عنوان کرد چرا که افراد تأثیرگذار و حاضر در جریان انقلاب متأثر از ایدئولوژی اسلامی بودند و افراد مشهور انقلاب را ایدئولوگ خطاب می‌کردند، از جمله مرحوم شریعتی، شهید بهشتی و شهید صدر. وی به کتابی اشاره کرد که در اوایل انقلاب حزب جمهوری اسلامی منتشر کرد با عنوان مواضع امام. همچنین، قانون اساسی را متأثر از همین نگاه خواند، همان‌طور که در همه کشورها قانون اساسی متأثر از نوعی فکر افراد آن جامعه است. و به دانشجویان مطالعات جهان مرور قانون اساسی کشور مورد مطالعه خود را یادآور شد که برخاسته از جهان‌بینی آن کشور است.

دکتر ایزدی با ذکر این مقدمه چنین نتیجه گرفت که اگر کسی بر ایدئولوژی‌ موجود در جمهوری اسلامی نقد داشت، نقد وی را باید شنید. اما اگر کسی نقد بر ایدئولوژی داشته باشد، وی را نباید جدی گرفت، چرا که هم در عالم سیاست و هم در عالم فرهنگ، و هم در عوالم دیگر نمی‌توان ایدئولوژی نداشت. حتی در حوزه پژوهش ایدئولوژی در گام نخست خود را در عنوان و موضوع نشان می‌دهد.

دکتر ایزدی به جریانی اشاره کرد که در سال‌های اخیر به‌دنبال ایدئولوژی‌زدایی است. وی به نقل از ترامپ گفت، زمانی که به ریاست‌جمهوری رسید، سؤال مطرح در کاخ سفید این بود که ایران چه زمانی کل خاورمیانه را خواهد گرفت. دکتر ایزدی از فضاحت اقدامات ترامپ در حوزه سیاست خارجی و داخلی به نفع ایران یاد کرد. وی به کتاب ایلان برمن، از افراد تأثیرگذار بر ترامپ، اشاره کرد با عنوان Tehran Rising: Iran’s Challenge to the United States و از راهکار دوم او یاد کرد مبنی بر اینکه درصدی از جامعه ایران مسلمان‌اند و لذا احساس نزدیکی با جمهوری اسلامی دارند. دلیل باقی‌ماندن جمهوری اسلامی بعد از چهل سال نیز وابسته به همین گروه ‌است. بنابراین، به مردم ایران باید القا کرد که مسلمان باشید، اما ایدئولوژیک نباشید.

دکتر ایزدی تفکیک میان اسلام و ایدئولوژی را ناممکن خواند. گروهی دانسته و گروهی نادانسته در این مسیر قرارگرفته‌اند و وضعیت فعلی را شکل داده‌اند. وی این‌گونه سخنان را فاقد اساس علمی خواند و صرف‌نظر از نگاه جمهوری اسلامی، ایدئولوژی‌زدایی را به‌نفع کشور ندانست. به باور دکتر ایزدی، با توجه به شرایط ایران و نفت‌خیز بودن آن و گروهی که قصد تصاحب آن را دارند، جامعه ایران باید ایدئولوژیک بماند، حتی اگر آن ایدئولوژی اسلامی نباشد. لذا، هر چه جوانان کشور ایدئولوژیک‌تر شوند و آگاهی بیشتری از شرایط دنیا کسب کنند، به نفع ایران خواهد بود. طرف مقابل در زمانی شرایط ایده‌آل می‌یابد که نگاه ایدئولوژیک در میان مردم و جوانان ایران تضعیف شود یا گرایش به سمت ایدئولوژی مخالف سوق یابد که در این صورت به فروپاشی کشور خواهد انجامید، زیرا کشور بی‌دفاع خواهد شد. هر دفاعی به ایدئولوژی نیازمند است. در سقوط موصل در عراق جاده‌ای که از عراق جدا می‌شد مملو از یونیفرم سربازان عراقی بود، زیرا تحت تعالیم ارتش آمریکا سربازی را شغل انتخاب کرده بودند، نه به‌منزله دفاع و تا مرز کشته‌شدن. لذا، زمانی که احساس خطر کردند، با آنکه نیروهای داعشی بسیار کمتر بودند، پا به فرار گذاشتند. آمریکاییان متمایل به ایدئولوژی‌زدایی‌اند؛ اگر نتوانند ایدئولوژی خود را به مخاطب القاکنند، وی را ایدئولوژی‌زده می‌کنند. موصل را حشدالشعبی و نیروهای وابسته به آن بازپس‌گرفتند که به‌شدت ایدئولوژیک بودند. لذا، آمریکا در بحث سلطه در هر کشوری به‌دنبال افراد ایدئولوژی‌زده است.

دکتر زهره نصرت خوارزمی، استادیار گروه مطالعات آمریکای شمالی، با عنوان «انقلاب اسلامی و عاملیت فرهنگی-اجتماعی زنان» سومین و آخرین سخنران این نشست بود.

دکتر خوارزمی نگاه به زن در ایران را به دو گونه مطرح کرد، یکی در قیاس با سایر زنان در دنیا که در این قیاس زن ایرانی در مقیاس چیده‌شده غربیان سنجیده می‌شود و مبنای عدد و رقمی دارد و کمّی است. نکته مثبت این نوع سنجش آن است که اگر چیزی ارزش کمّی نداشته باشد، کشورها برای توسعه حوزه زنان تلاشی از خود در آن حوزه نشان نمی‌دهند. از طرفی، بر کمّی‌بودن این ایراد وارد است که از یکجایی به بعد نمی‌توان کیفیت زندگی زن را دید و سنجید. این امر ممکن است موارد بسیاری را در زندگی زن تغییر دهد که با گذشت زمان حتی قابل‌بازگشت نباشد.

وی سخنان خود را با اعداد و ارقام ادامه داد با این توضیح که قصد تقلیل فعالیت‌های صورت‌گرفته در حوزه زنان را در بعد از انقلاب ندارد و آمار مطرح‌شده برگرفته از سایت‌های رسمی دولتی است. برای مثال، در بحث آموزش که پایه توسعه سنجیده می‌شود، ۵۳ درصد زنان پیش از انقلاب باسواد بودند که این رقم در پس از پیروزی انقلاب به ۸/۹۵ درصد رسیده است. بازماندگی از تحصیل که به‌لحاظ فرهنگی مانع ادامه تحصیل دختران بود، در پیش از انقلاب ۳۹ درصد و امروز ۳ درصد است. در حوزه بهداشت، امید به زندگی که خود مجموعه‌ای از فاکتورهای آموزشی، بهداشتی و توسعه زندگی را شامل می‌شود، در قبل از انقلاب ۵۶ سال و امروز بیش از ۷۵ سال است. یا آمار مرگ زنان در اثر زایمان در هر ۱۰۰‌هزار زایمان در سال ۶۶، ۹۶ زن بوده که امروز به ۱۸ زن رسیده است. این آمار نشان می‌دهد که با وجود فشارهای اقتصادی و اجتماعی فراوانی که بر جامعه وارد آمده است، وضعیت زنان ما وضعیت خوبی است.

دکتر خوارزمی افزود، این مطالب، صرف‌نظر از خود درصدها، نشان می‌دهد که نگاه به زن تغییر کرده است. از میان ۸۰هزار عضو هیئت علمی در دانشگاه‌های سراسر کشور، زنان ۲۰هزار نفر هستند که جا برای فعالیت زنان هنوز بسیار خالی است. از طرفی، با توجه به آمارهای بین‌المللی و سنجش وضعیت زنان در سطح بین‌المللی، در عرصه‌های اقتصادی مشارکت زنان در سال ۵۵، ۱۳ درصد بوده که آمار امروز ۲/۱۳ درصد را نشان می‌دهد. وی با انتقاد از این نگاه جامعه که زنان در حال اشغال مشاغل مردان‌اند، تنها ۱۶ درصد مشاغل جامعه را متعلق به زنان عنوان کرد.

این ارقام با توجه به فاکتورهای مختلف متفاوت است. شاغل‌بودن زنان در بیرون از خانه شاید مزیت بزرگی نباشد. بسیاری از زنان در داخل خانه ممکن است تولید محصول و تولید اقتصادی داشته باشند و در این ارقام دیده نشده است.

نکته دیگر به مشارکت سیاسی زنان بازمی‌گردد. در ارقام بین‌المللی برای سنجش این امر به تعداد نمایندگان زن در مجلس یا شورای شهر و مواردی از این دست استناد می‌شود. تعداد نمایندگان زن مجلس در سال ۵۵، ۳/۱ درصد بوده که امروز به ۶ درصد رسیده است. این در حالی است که نقش زنان و مشارکت آنان را در وقوع انقلاب اسلامی نمی‌توان نادیده گرفت؛ هم نقشی که خود داشتند و هم نقشی تربیتی و بینشی آنان در خانواده. مشارکت زنان در شورای شهرها در سال ۹۷، به ۴۰۲۷ نفر زن رسیده است. نکته جالب اینجاست که توسعه به توانمندی‌های زنان آنقدر پیشرفت داشته است که مشارکت زنان در شوراهای شهر در استان‌های دورافتاده‌تر که به‌نظر مردسالارانه‌تر به نظر می‌آید، بیشتر شده است. در ایندکس‌های جهانی نگاه پنجاه‌پنجاه کردن همه چیز است که با این قیاس آمارهای ما مطلب به‌نظر نمی‌رسد. به باور دکتر خوارزمی رسیدن به این نگاه پنجاه‌پنجاه لزوماً زن خوشبخت‌تری پدید نمی‌آورد.

از منظری دیگر، چه از دید منتقدان به جمهوری اسلامی و چه از دید مدافعان آن، با وقوع انقلاب اسلامی شیفت پارادایمی در نگاه به زن به‌وقوع پیوسته است که در نگاه منتقدان بیش از مدافعان انقلاب نمود دارد. به باور دکتر خوارزمی، آگاهی جنیسیتی به زن مسلمان ایرانی افزایش یافته و این صرف‌نظر از نگاه ایدئولوژیک منتقدان مطرح است.

دوم، موضوع زنان که همواره در درجه دوم اهمیت بوده است، به گفتمانی مهم بدل شده است و به کتاب نجم‌آبادی با عنوان Feminism in an Islamic Republic اشاره کرد که موضوع جنسیت و سؤال از مسائل زنانه از حالت حاشیه، غیرمشروع بودن و بی‌اهمیت‌بودن خارج شده و مرکزیت و اهمیت یافته است.

سوم، انقلاب‌های دیگر ریشه‌ای در چپ داشته‌اند و بیشتر بر محور اقتصادی بوده‌ استوار بوده‌اند. این در حالی است که انقلاب ایران نشان داد اهمیت امپریالیسم فرهنگی کمتر از موضوعات اقتصادی و سیاسی نیست. و چون بعد فرهنگ پررنگ شده و زن عنصری فرهنگ‌ساز است، هویت زن و رویکرد زنان به جامعه در پس از انقلاب افزایش یافته است.

چهارم، زن عاملیت اجتماعی و سیاسی یافته است. این زنان بودند که باید خود تصمیم می‌گرفتند میان مدرنیسم و سنت‌گرایی، سبک زندگی خود را چگونه شکل دهند.

پنجم، تغییر در ساختارهای سنتی در داخل جامعه ایران نیز دگرگون شده است که به نقل از زیبا میرحسینی پرداخت. قبل از انقلاب موضوع زن و مسائل مختلف زن در حوزه‌های علمیه قم چندان مطرح نبود، اما امروز در حوزه علمیه قم پژوهشکده مطالعات زن و خانواده که به جرأت با مرکز مطالعات زنان در دانشگاه تهران که تقریباً هیچ فعالیتی ندارد قابل‌مقایسه نیست.

زیبا میرحسینی با اشاره به کتاب حجاب دکتر مطهری در سال ۱۹۷۰ افزود، در آن زمان این کتاب از دید حوزه کتاب چندان مهم و خوبی نبوده است، اما امروز اهمیتی جدی دارد و ساختارها و نگاه‌ها تغییر کرده است که این محصول انقلاب است.

دکتر خوارزمی در جمع‌بندی بحث خود افزود هویت زنان در ایران موضوعی متغیر است و نباید آن را ساکن دید. وی به گفته‌های منشی‌پور در کتاب خود اشاره کرد که زنان در اوایل انقلاب بیشتر این سؤال را داشتند که «من کیستم؟» به مرور زمان و در دهه شصت و با پایان جنگ «وظیفه من چیست؟» برایشان مطرح شده است. در دهه هفتاد و با مباحث روشنفکری دینی و فقه پویا و طرح خوانش‌های جدید این سؤال تغییر کرد و بسیاری از زنان نسل جدید به این می‌اندیشند که «حقوق من چیست؟» حقوق‌محور شدن دیدگاه‌ها چالش‌ها و مسائل خود را به‌دنبال دارد، زیرا که این مهم می‌شود که چه کسی حقوق زنان را تعریف می‌کند و چه کسی واژه تبعیض را تعریف می‌کند و چگونه تعریف می‌کند که بسیار سرنوشت‌ساز است. در نهایت آنچه برای ما اهمیت دارد، صرف‌نظر از اعداد و ارقام ارائه شده، این است که دختران و زنانی که در جمهوری اسلامی زندگی می‌کنند چقدر نسبت به شهروندی خود در این جامعه احساس غرور می‌کنند و از این هویت دفاع می‌کنند. و تمامی این‌ها بستگی به منبعی دارد که حقوق زنان امروز را تعریف می‌کند.

به باور دکتر خوارزمی، امروز ما در برابر جنگی فرهنگی قرارگرفته‌ایم، زیرا به‌صورت پیش‌فرض برای برداشتن محدودیت‌ها از زن و دستیابی زن به حقوق خود، همواره پیش‌فرض این بوده است که باید حکومت و دولت از هم جدا شود. جمهوری اسلامی این معادله پیش‌فرض جهانی را برهم‌زده است: حکومتی وجود دارد که اسلامی هم هست.
در پایان این نشست با حضور سخنرانان، دانشجویان و کارکنان و اساتید دانشکده، کیک گرامیداشت چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی برش خورد و میان حاضران توزیع گردید.


دفعات مشاهده: 0 بار   |   دفعات چاپ: 0 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

مراسم تودیع دکتر مخبر دزفولی و معارفه دکتر سعیدرضا عاملی در شورای عالی انقلاب فرهنگی برگزار شد

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۷/۱۰/۲۷ | 
مراسم تودیع دکتر محمدرضا مخبردزفولی و معارفه دکتر سعیدرضا عاملی در دبیری شورای عالی انقلاب فرهنگی در بعدازظهر سه‌شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۷ در تالار اندیشه برگزار شد.

این مراسم به پاس تقدیر از دوازده سال خدمات ارزشمند و زحمات دکتر مخبردزفولی و با حضور اعضای این شورا و دیگر مقامات و چهره‌های فرهنگی و علمی و سیاسی کشور برگزار شد. اداره جلسه برعهده دکتر اسماعیل آذر، عضو کمیسیون هنر شورای عالی انقلاب فرهنگی، بود.

دکتر غلامعلی حدادعادل، نخستین سخنران این نشست بود. وی در مقدمه در بیان اهمیت نقش شورا در فعالیت‌های علمی و فرهنگی کشور، به نقش این شورا در تصویب اساسنامه‌های فرهنگستان، تصویب بنیاد سعدی در آموزش زبان فارسی به غیرفارسی‌زبانان و تأسیس آن و تصویب شورای تحول علوم انسانی اشاره کرد. این عضو شورا از دکتر مخبر به‌عنوان فردی دلسوز و پرکار و امین یاد کرد که در پیشبرد امور نقش فعال و بارزی داشت و از خدمات وی تقدیر کرد. همچنین، برای دکتر عاملی آرزوی توفیق کرد. دکتر حداد با تأکید بر نقش دولت در حمایت از مؤسسات فرهنگی و تأمین بودجه آن‌ها، بر شورای عالی انقلاب فرهنگی و دستگاه‌های زیر نظر این شورا همچنین، بر اجرایی‌شدن مصوبات آن تأکید ویژه داشت.

سخنران دوم نشست دکتر سید محمد بطحایی، وزیر آموزش و پرورش، به برخی مشکلات و دشواری‌های دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی به‌دلیل ماهیت کار آن اشاره کرد، از جمله ایجاد هماهنگی و توافق میان بخش‌ها، سازمان‌ها و نهادهای مختلف که بر سر موضوعی مشترک اختلاف نظر می‌یابند؛ و از دکتر مخبر به‌دلیل توانایی و دلسوزی او توأم با حسن خلق و روی گشاده و صبوری وی در رفع و به نتیجه رساندن این قبیل امور با کمترین هزینه و ناراحتی قدردانی کرد، آن هم در شرایطی که رشته تحصیلی وی در حوزه علوم انسانی نبوده است. همچنین، از نگاه تیزبینانه و هوشمندانه دکتر عاملی، به‌ویژه در فرایندهای انجام کار و یافتن گره‌های آن یاد کرد و هوش سرشار و ذهن فعال وی را پشتوانه مستحکمی در تصمیم‌گیری در اجرای فرایندها در شورای عالی انقلاب فرهنگی و کمیسیون‌های آن نام برد و از تلاش‌های انقلابی دکتر عاملی و دانش وی و شخصیت فروتنانه ایشان یاد کرد. همچنین، بر رفتار مدیریتی دکتر عاملی بر پایه روابط انسانی اشاره کرد. به بیان دکتر بطحایی شناخت مسائل جهانی در کنار فهم عمیق دینی در دکتر عاملی تجمیع شناختی واقع‌بینانه و به‌دور از خودباختگی و حفظ اسوه‌های بومی، ملی و دینی است، آن هم در شرایطی که فرهنگ ما مورد هجمه‌های عظیم دشمنان قرار دارد.

دکتر عباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، در چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، شورای عالی انقلاب فرهنگی را یکی از میوه‌های به‌ثمر نشسته انقلاب خواند که سه دوره کاری را پشت‌سر گذاشته است: دوره نخست، دوره نهادسازی در حوزه علم و فرهنگ؛ دوره دوم، دوره تنظیم مقررات؛ و دوره سوم، که دوره دوازده ساله دکتر مخبر است، ادامه رویکردهای پیشین به‌همراه رویکردهای جدید در تدوین نقشه‌های جامع در حوزه علم و فرهنگ. تدوین سند در حوزه‌هایی از قبیل علم و فناوری، فرهنگ و آموزش‌وپروش چشم‌انداز مسیری را که باید به سمت آن حرکت کرد روشن‌تر می‌سازد. دکتر صالحی با بیان نقش چشمگیر دکتر مخبردزفولی در تأمین پیش‌نیازهای این سندها و ایجاد هم‌افقی و هم‌افزایی در دیدگاه‌ها، در انجام مراحل تصویب و آغاز مراحل اجرایی‌کردن سندها از وی تقدیر کرد. دکتر صالحی با ورود دکتر عاملی از آغاز دوره چهارمی یاد کرد که با توجه به رشد فزاینده و شتابنده عرصه علم و فرهنگ لازم است مواجهه برقرار گردد. با توجه به رشد فضای مجازی و تحولات خاص آن که از حوزه‌های تخصص و تعلق دکتر عاملی برشمرد، تحول در شورای انقلاب فرهنگی به اقتضای عرصه علم و فرهنگ را امری ضروری دانست. همچنین، ژئوپلتیک علم و فرهنگ را در حال تغییرات اساسی خواند که نگاه و تخصص دکتر عاملی در مطالعات بین‌الملل و مطالعات جهانی کمک دبیرخانه و شورای عالی انقلاب فرهنگی خواهد بود تا بتوان ایران اسلامی را در قله علم و فرهنگ به پیش برد.

دکتر سورنا ستاری، معاون علمی و فناوری رئیس‌جمهور و رئیس بنیاد ملی نخبگان، معاونت علمی و فناوری رئیس‌جمهور و بنیاد ملی نخبگان را زاده دوران دکتر مخبر خواند. وی اسناد تهیه‌شده در این دوران را موجب تحولات جدی در عرصه علم و فناوری کشور نام برد که باعث اشتغال‌زایی برای جوانان و مبنای قدرت برای جمهوری اسلامی ایران شده است، از جمله نهمین زبان در فضای مجازی، موفقیت در استارت‌آپ‌ها در منطقه، و مدل‌های جدید در توسعه فناوری و پژوهش. وی تمامی آن‌ها را مدیون زحمات دکتر مخبر خواند. همچنین، افکار بلند دکتر عاملی را در شورای عالی فضای مجازی ستود و از تخصص وی در فضای مجازی به‌خصوص فرهنگ در این فضا یاد کرد و ابراز امیدواری کرد در اقتدار کشور در این حوزه به‌کار آید.

سخنران دیگر نشست مهندس عزت‌الله ضرغامی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و عضو شورای عالی فضای مجازی و رئیس سابق سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران بود. وی با تبریک به دکتر عاملی که با کسب اعتماد مقام معظم رهبری، رئیس‌جمهور و اعضای شورا به دبیری شورای عالی انقلاب فرهنگی منصوب شده‌ است، وی را فردی عالم، دلسوز و خونگرم یاد کرد که در حوزه‌هایی که احساس مسئولیت می‌کند با جدیت به طرح بحث و روشنگری و دادن راه‌حل می‌پردازد و افزود: «با وجود مخالفت من در شورا با وی، گفته‌ها و برخوردشان ارادتم را مضاعف کرد که با بزرگواری در انجام وظایف توأم بود. امروز در کشور شاهد برهوت چنین مواردی هستیم، به‌خصوص آنکه غالب مدیران با قبول مسئولیتی جدید، در جهت تخریب مدیران پیشین گام برمی‌دارند.» و برای دکتر عاملی آرزوی توفیق کرد. همچنین، دکتر مخبر را شخصیت برجسته علمی، دانشگاهی، فرهنگی، انقلابی و ولایت‌مدار یاد کرد که تجمیع این ویژگی‌ها بدون فرازونشیب در وی دیده می‌شود. دکتر ضرغامی وی را با نگاه تعهد به اصل نظام در بسیاری از موارد راهنمای خود خواند. وی دوران دکتر مخبر را دورانی متفاوت یاد کرد و با تجربه و نگاه او و توجه به گذشته، تحولات بسیار ارزش‌مندی در حوزه‌های مختلف و متنوع پدید آورد که پشتوانه علمی، تحقیقی و کلان در حوزه فرهنگ پدید آورده و بدنه فکری خوبی را در شورا به‌دلیل روابط عمومی خوب دکتر مخبر، تواضع و مقبولیت وی شکل داده است، از جمله سند تحول آموزش‌وپرورش که رهبری معظم بارها در کنار سندهای وارداتی مانند ۲۰۳۰ به آن استناد کرده‌اند؛ مهندسی فرهنگی، و نقشه جامع علمی کشور. همچنین، شورا علاوه بر سیاستگزاری کلان، دکتر مخبر در هر کجا که ضرورت ایجاب کرده است با نگاه عالمانه و متعهدانه و هماهنگی با دستگاه‌های مختلف، آن را در دستور قرار داده و گره‌ای را از کشور باز کرده است، از جمله مصوبات اخیر درباره استعدادهای درخشان، و ایجاد کانال‌های بیست‌وچهار ساعته در صدا و سیما.

حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر احمد واعظی، رئیس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، مسئله فرهنگ را در رویکرد جزیره‌ای دچار بخشی‌نگری دانست که نیاز به تغییر رویکرد دارد و لازم است فرهنگ در کنار اقتصاد، سیاست و مسائل اجتماعی نگریسته شود. وی فرهنگ را دارای گستره و نفوذ دانست و بسیاری از عرصه‌ها را فرهنگ‌پیچ خواند؛ برای مثال، تا فرهنگ اقتصادی، مصرف و کار ارتقا نیابد، پیشرفت اقتصادی محقق نمی‌شود. وی توسعه فرهنگ را لزوماً به‌معنای افزایش بودجه ندانست. مولدان فرهنگی، سیاستگزاران و مجریان فرهنگی لازم است فرهنگ را جدی بگیرند و هم‌افزایی پدید آورند. وی یکی از کارهای جدی و محل توجه را هماهنگ‌کردن و هم‌افزاکردن نهادهای مختلف فرهنگی دانست و اینکه دستگاه‌های حاکمیتی وظیفه نظارتی و سیانتی و پشتیبانی در عرصه فرهنگ را به شکل متقن‌تری دنبال کنند. دکتر واعظی دکتر مخبر را شخصیتی متعهد به دین، انقلاب و تلاش برای گره‌گشایی و به نتیجه‌رساندن امور خواند و دقت و جدیت وی را ستود و خواستار استفاده از ظرفیت‌ها و تجربه‌های انباشته او شد. همچنین، از صفا، خلوص، دلسوزی، تعهد و روشن‌بینی دکتر عاملی یاد کرد و از انتخاب وی تجلیل کرد و آشنایی وی را با فرهنگ‌های بین‌الملل و فناوری‌های نوین عرصه فرهنگ و رسانه فرصتی مناسب دانست که هم در کسوت روحانیت و هم در کسوت استاد تمام دانشگاه تهران حلقه وصل خوب ظرفیت‌های دانشگاهی و حوزوی محسوب می‌شود.

دکتر محمدرضا عارف، نماینده مجلس شورای اسلامی، دکتر مخبر را فردی متعهد، متدین، خدوم به نظام جمهوری اسلامی ایران و عالم نام برد که نگاه ارزشی و تعهد به آرمان‌های انقلاب بدون تغییری در وی مشهود است. وی سعه صدر، تدبیر و جمع‌کردن بهترین نخبگان کشور را، مستقل از دیدگاه‌های سیاسی و با نگاه به ظرفیت‌های علمی و توانایی آن‌ها در دوران دوازده سال خدمات وی ستود. وی از جمله اسناد مصوب در دوران دکتر مخبر را نقشه جامع علمی کشور، نقشه مهندسی فرهنگی کشور، نقشه تحول در نظام آموزش‌وپروش، سند تعلیم و تربیت، و اسناد تحول فناوری‌های پیشرفته و جهت‌گیری در سند چشم‌انداز نام برد. دکتر عارف درباره دکتر عاملی به تخصص وی در جامعه‌شناسی ارتباطات، به‌خصوص در بحث جهانی‌شدن، اشاره کرد که مؤسس دانشکده مطالعات جهان در دانشگاه تهران بوده‌اند که به‌صورت جامع و مانع به مطالعات جهان اختصاص دارد. همچنین، از شادابی، نشاط و انگیزه‌های معنوی، ارزشی و انقلابی وی یاد کرد. دکتر عارف در آستانه پنجمین دهه پیروزی انقلاب اسلامی، آسیب‌شناسی و ارزیابی عملکرد چهار دهه گذشته را امری ضروری خواند که شورای انقلاب فرهنگی به‌جد باید بدان بپردازد و موانع را از پیش پای بردارد. وی با ذکر این مطلب که کشش شورا تا به امروز بیشتر به سمت مسائل دانشگاهی بوده است، بر این مطلب تأکید کرد که شورای انقلاب فرهنگی شورایی فرهنگی است در عین حالی که انقلاب ما نیز انقلابی فرهنگی بوده است، لذا این شورا نباید صرفاً به یک حوزه بسنده کند. وی آسیب‌های اجتماعی، فرهنگ و فرهنگ عمومی و اخلاق از دیگر حوزه‌های مهمی دانست که وضعیت نامناسبی در کشور دارد و شورا باید به جد به آن ورود کند. وی شیوع تهمت و اعراب و رواج اخبار ساختگی در فضای مجازی را در شأن جامعه فرهنگی و انقلابی آن هم انقلابی فرهنگی ندانست و خواستار اولویت‌دادن به مسائل فرهنگی، آسیب‌های اجتماعی و فضای عمومی کشور در کنار ارتقای علم و فناوری شد. همچنین، خواستار استفاده از شوراهایی نظیر شورای عطف و شورای عالی آموزش و پرورش شد. شورای انقلاب فرهنگی باید در حوزه‌هایی ورود کند که نهادهای دیگر امکان حضور پرقدرت ندارند. تهیه مصوبات به فرمایش حضرت امام و عمل به مصوبات به فرمایش مقام معظم رهبری به‌خوبی معرف جایگاه این شوراست. لذا، وظایف و اختیارات این شورا و اجرایی‌کردن دبیرخانه نیاز به بازنگری و اولویت‌بندی دارد. در انتها نیز به دکتر عاملی توصیه کرد به توصیه‌های مقام معظم رهبری در نشست‌های خصوصی با اعضای شورا توجه ویژه داشته باشد و مبنای حرکت قراردهد.

پس از نمایشی از رهنمودهای مقام معظم رهبری در سال ۱۳۹۵ به اعضای شورای انقلاب فرهنگی، دکتر محمدمهدی طهرانچی، عضو هیئت امنای دانشگاه آزاد اسلامی، به نقل از مقام معظم رهبری، مؤلفه‌های اقتدار کشور را فرهنگ، علم و اقتصاد برشمرد که هر سه در هم تنیده شده و متغیرهای جدا از هم نیست. شورای انقلاب فرهنگی مظهر در هم تنیدگی دو عنصر از این سه مؤلفه است: عنصر علم و فرهنگ. دبیر این شورا نیز لازم است این دو مفهوم را توأم دارا باشد؛ عالمی فرهنگی که دستی بر آتش علم دارد. همچنین، باید نگاهی جامع و بلندنگر به بحث سیاستگزاری، در کنار شخصیت همگرا داشته باشد. به گفته دکتر طهرانچی در دوره سوم شورای انقلاب فرهنگی در کنار فعالیت عالمان فرهنگی، اقتدار علمی نیز رقم خورد. همچنین، بر مؤلفه سیاست و برنامه‌ریزی کلان تأکید کرد. وی عرصه فرهنگ و علم را عرصه مدیریت بر مدیریت‌ناپذیرها خواند، چه مدیریت سیستمی و چه مدیریت شخصی. شورای انقلاب فرهنگی در تلاش است همگرایی در عناصری را پدید آورد که ذاتاً واگرایند. دکتر طهرانچی دکتر مخبر را فردی خواند که در دوران وی کشور به بلوغ نگاه جامع به علم و فرهنگ رسید، در عین حالی که شخصیت همگرایی بین نهادهای واگرا پدید آورد. به باور دکتر طهرانچی، اقتصاد و برنامه‌ریزی اقتصادی تا به امروز کاملاً جدا از این دو حوزه بوده است و مجریان بخش اقتصاد توجهی به سندها نداشته‌اند. این در حالی است که جهان شبکه‌ای، هم فرهنگ‌ها را متأثر کرده است و هم علم را. امروز بر این باورند که دوره اول الگوی تولید دانش به پایان رسیده است و الگوی دوم آغاز شده است که یکی از آثار به‌جد آن فناوری اطلاعات و جهان شبکه‌ای است که فرهنگ را نیز به شدت تحت تأثیر خود گرفته است. وی از این منظر دکتر عاملی را ستود که در حوزه فناوری اطلاعات تجارب و تحقیقات ارزش‌مندی دارد که قادر است هم همگرایی را بر این همگرایی‌ناپذیرها وارد کند و هم با توجه به تأثیر علم و فناوری بر فرهنگ، تصمیم‌های خوبی را در شورا وارد نماید.

حجت‌السلام و المسلمین دکتر محمدیان، به سه نکته درباره دبیرخانه شورای انقلاب فرهنگی اشاره کرد. نخست به سرمایه فرهیختگان کشور از همه ذائقه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور و تقریباً تمامی ظرفیت علمی و فرهنگی آن در دبیرخانه پرداخت که در دوران دکتر مخبر و با توجه به مدیریت وی دور هم گردآمدند و آثار بسیار ارزش‌‌مندی به یادگار گذاشتند. وی بر ضرورت حفظ و غنی‌سازی و برنامه‌ریزی برای استفاده بهینه از این سرمایه‌ها تأکید کرد. دکتر محمدیان توجه به دیدگاه‌های رهبری را دیگر ویژگی دکتر مخبر برشمردند. وی با ذکر این نکته که در کشور هیچ کس به اندازه مقام معظم رهبری به علم توجه نداشته است، و امروز در آستانه چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب یکی از ارکان اصلی، پیشرفت‌های علمی کشور است، شورای عالی انقلاب فرهنگی را در پیگیری منویات رهبر دانست و نقش بسیار پررنگی داشته است. دکتر محمدیان دکتر مخبر را فردی حقیقتاً ولایت‌مدار و انقلابی خواند. دکتر محمدیان با اشاره به آغاز نیک سخنان دکتر عاملی در نخستین‌ نشست‌ها در شورا با یاد از آخرت، از مرحوم دکتر احمدی، رئیس انتشارات سمت، یاد کرد و به نقل از امیرالمؤمنین (ع) پست‌ها و منصب‌ها را در نظام جمهوری اسلامی امانت و فرصتی برای انجام وظیفه دانست. وی با تأکید بر اینکه تمامی اعضای شورا باید انقلابی عمل کنند، انقلابی بیندیشند، انقلابی طراحی کنند و انقلابی اجرا کنند، این امر را انتظاری دانست که رهبر معظم انقلاب از تمامی نیروهای فعال در نظام دارند. این انتظار از اعضای شورا انقلاب فرهنگی افزون‌تر است. تمامی افراد دلبسته به نظام جمهوری اسلامی نگرانی‌های فرهنگی دارند. وی نگرانی‌های فرهنگی را بیش از نگرانی‌های اقتصادی خواند و گفت: «در شورای عالی انقلاب فرهنگی، در بلوغ انقلاب و در آغاز پنجمین دهه از پیروزی آن، در بخش فرهنگ به‌راستی باید انقلابی و با قرائت حضرت امام و مقام معظم رهبری عمل کنیم و در عمل امیدها در جامعه را بیشتر کنیم.»

حجت‌السلام و المسلمین دکتر حمید پارسانیا، عضو شورای تخصصی حوزوی شورای انقلاب فرهنگی، فعالیت‌های شورای انقلاب فرهنگی در سه مقطع را به شرح زیر عنوان کرد: مدیریت بحران در دوره اول انقلاب و تصمیم‌سازی‌ها؛ نهادسازی و سیاستگزاری و اوج سندهای مصوب؛ و نهادینه‌شدن و تثبیت سیاستگزاری‌ها در نظام جمهوری اسلامی که مستلزم پیگیری، اجرا و بازخوانی مکرر سیاست‌هاست. وی حضور دکتر مخبر در مقطع سیاستگزاری و ایجاد سندهای فاخر را حضوری افتخارآمیز خواند. همچنین، تشکیل کمیسیون تخصصی حوزوی و تبدیل آن به شورای اقماری را از دیگر دستاوردهای دوران دکتر مخبر خواند که همکاری بی‌نظیری میان این شورا و این نهاد نظام اسلامی شکل گرفت. مصوبات شورای تخصصی حوزوی هم‌زمان مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای عالی حوزه محسوب می‌شود و نگاه فرهنگی دکتر مخبر در برقراری ارتباط میان شورا و حوزه در آن نقش جدی داشته است. دوره دکتری سیاستگزاری فرهنگی شورا در دوران وی تعریف و راه‌اندازی شد. دکتر پارسانیا مرحله فعلی شورا، یعنی نهادینه‌شدن و تثبیت سیاستگزاری‌ها در نظام جمهوری اسلامی و مستلزم پیگیری، اجرا و بازخوانی مکرر سیاست‌ها، را مرحله‌ای سخت‌تر در فعالیت‌های شورای انقلاب فرهنگی خواند و برای دکتر عاملی با توجه به شخصیت فرهنگی، علمی و اخلاقی وی و حساسیتشان به نظام علمی جامعه آرزوی توفیق کرد و ابراز امیدواری کرد از ظرفیت‌های امروز و بی‌نظیر نسل فارغ‌التحصیلان در رشته‌های مختلف در جهت منافع نظام اسلامی و جهان اسلام و برقراری ارتباط هر چه بیشتر میان حوزه و دانشگاه بهره‌برداری شود.

دکتر مخبردزفولی، پس از نمایش نماآهنگی در معرفی هر چه بیشتر وی، سخنان خود را با آیه شریفه و ابراز خوشحالی از اینکه «ختم بخیر شده» آغاز کرد و با قدردانی از حضور دکتر عاملی، این مسیر را جهش‌وار و رو به جلو و در جهت رفع نواقص خواند. همچنین، از ظرفیت فکری و همت تمامی عزیزان و دانشمندان در شورای عالی انقلاب فرهنگی، روحانیون، دانشمندان و دانشجویان تشکر کرد که خلوص و تلاش یکایک اعضای دانشگاهی و حوزوی در موفقیت شورا نقش داشته‌ است. همچنین، از اعتماد مقام معظم رهبری سپاسگزاری کرد که همچنان این جایگاه را جایگاهی مهم و برجسته می‌دانند. دکتر مخبر با ذکر فرازونشیب‌های بسیار شورای انقلاب فرهنگی از زمان تأسیس، آن را ماحصل ذهن دوراندیش امام راحل و عظیم‌الشأن در همان مراحل اول پس از پیروزی انقلاب دانست که به‌دلیل جدانشدنی بودن نسبت انقلاب از علم و فرهنگ، در نظام کلان کشور دیده شد. به باور امام، جنگ تمام می‌شود اما دانشگاه مهم است و خواستار آن بودند که دانشگاه‌ها را دریابید و مقام معظم رهبری نیز همواره بر توجه به مجموعه علمی کشور تأکید و توجه داشته‌اند. وی با ذکر شرایط پس از انقلاب که دانشگاه‌ها در خدمت انقلاب و محل علم‌اندوزی و بالندگی نبود و کلاس‌‌های دانشگاه تهران اتاق‌های اسلحه برخی جریان‌ها و گروهک‌هایی بود که حتی در پیروزی انقلاب ریشه‌ای هم نداشتند، نقطه اقتدار انقلاب را نهادها و مراکز علمی کشور چه حوزه و چه دانشگاه خواند که امروز به برکت خون شهدا و برکت خودباوری نیروهای فعال، ۲ درصد تولید علم جهان ثمره این نگاه است که قادر به فرهنگ‌سازی، اقتدارآفرینی و مصونیت‌بخشی انقلاب است. به گفته دکتر مخبر، نکته اتکای جدی قدرت‌آفرینی ما مغزهای متفکر پرورش‌یافته پس از انقلاب بوده است. بسیاری از دانشمندان هسته‌ای کشور که امروز ایران را به قدرتی جهانی بدل کرده‌‌اند از فارغ‌التحصیلان داخل کشورند. وی شورای عالی انقلاب فرهنگی را نهاد استراتژیکی خواند که با دوراندیشی امام در نظام جمهوری اسلامی برای رسیدن به قله‌های بلند به‌خصوص در زمینه‌های علمی و فرهنگی تأسیس شد. دکتر مخبر مسیر پیش‌رو و پشت‌سر گذاشته شده را با تمامی کامیابی‌ها و ناکامی‌های به دوی امدادی‌ای تشبیه کرد که اکنون به دست دکتر عاملی و فردی توانمندتر، بالنده‌تر و دانشمندتر با توان علمی برجسته و حوزوی رسیده است و آن را موفقیتی برای نظام دانست که روزبه‌روز مدیریت‌های بالنده‌تر و موفق‌تری می‌یابد. وی با هدف ایجاد همگرایی و هم‌افزایی در کشور، واگرایی را هرز نیرو خواند که در علم تجربه کرده‌ایم، در شرایطی که دلبستگی افراد انقلاب، پیشرفت کشور و اقتدار ایران اسلامی باشد، خطوط سیاسی معنا نمی‌یابد. وی ابراز امیدواری کرد که به کمک دکتر عاملی این امر در هنر، رسانه و فرهنگ نیز بروز یابد. دکتر مخبر کلام خود را با فرمایش حضرت امیرالمؤمنین (ع) به امام مجتبی (ع) خاتمه داد که فرزندش را به ترس از خدا و به یاد خدا و ترک هوای نفس و آبادسازی جهان و یاد آخرت و حفظ زبان سفارش کردند. و آرزوی موفقیت‌های روزافزون نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را کرد.

دکتر عاملی، تدارک چنین نشستی را در تکریم و قدردانی از دکتر مخبر و اعضای شورای انقلاب فرهنگی و دانشمندان و اندیشمندان و کارشناسان و بدنه دبیرخانه و کارکنان آن ضروری دانست و خدای متعال را شکر گفت به داشتن ایمان به خدا که بزرگ‌ترین سرمایه انسان در این جهانی است که روزی به پایان خواهد رسید و در آن زمان حسرت این روز‌ها را خواهیم کشید که کاش لحظه‌ای دیگر فرصت عمل صالح می‌یافتیم و شکر گفتن را نیز مستلزم شکری دیگر دانست. همچنین، از مقام معظم رهبری، حکیم انقلاب اسلامی، به‌دلیل اعتمادشان به خود تشکر کرد و با توکل بر خدا از دانشمندان و اندیشمندان و متفکران دعوت کرد در این مسئولیت خطیر یاری‌رسان وی باشند. همچنین، از اعضای شورای انقلاب فرهنگی و اعتماد رئیس‌جمهور محترم در صدور حکم دبیری تشکر کرد. دکتر عاملی شورای عالی انقلاب فرهنگی را میراث امام و مقام معظم رهبری و انقلاب و میراث شهدای انقلاب اسلامی دانست و خطاب کرد که وامدار شهدا و فرزندان آن‌هاییم که از مهر پدری محروم مانده‌‌اند و سال‌ها زمان لازم است تا جایگاه وزین شهدا و خانواده‌های شهدا بر ما آشکار شود. و بر این تأکید کرد که هیچ چیز جای صفای حضور پدر را در کنار این خانواده‌ها نخواهد داشت، اگر چه شهدا زنده‌اند و پایدار.

دکتر عاملی قوام شورای انقلاب فرهنگی را به اعضای آن و مقام معظم رهبری و ریاست محترم جمهور خواند. وظیفه تدارک، کارشناسی، پیگیری و رصد را وظیفه دبیر شورا خواند که کار اصلی در صحن اصلی شورا تحقق می‌یابد و باید قدردان این عزیزان بود. دکتر عاملی برای تسهیل و ریشه‌یابی فرایند، اساس همه تلاش‌ها در علم و فرهنگ را در منظر الهی جست و به نقل از پیامبر اکرم (ص) دو نیکی را نام برد که برتر از آن نیست: یکی توحید و دیگری رفع کرب و آزار از مردم؛ و دو پلیدی هست که بدتر از آن نیست: یکی شرک و دیگری آزار مردم. دکتر عاملی تأکید کرد تمامی تلاش‌ها باید منتهی به آرامش مردم شود. در فرمایشات مقام معظم رهبری به اعضای شورای انقلاب فرهنگی خواستارند اقدامات و سیاست‌هایی دنبال ‌شود که به ضرر مردم نباشد؛ اسلام دین ضرر نیست، نه ضرر به خود و نه ضرر به دیگران. در رفع کرب در حوزه علم و در حوزه فرهنگ محتاجیم که بیشتر با هم و هم‌دل‌تر باشیم. به‌عنوان معلم و طلبه دیدن تعارض‌های سیاسی و تزاحمات سیاسی که باعث می‌شود قادر به تشخیص مسئله نباشیم بسیار دشوار است. دکتر عاملی به نقل از مقام معظم رهبری که شورای انقلاب فرهنگی را شورایی پایدار خطاب کردند، دخالت احزاب سیاسی با هر گرایش را در تصمیم‌سازی در شورای انقلاب فرهنگی وارد ندانست و اقتدار علم را در کشور رسالت این شورا دانست و علم را منبعی برای ایجاد نظام تمدنی نوین اسلامی خواند. دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی کار در فرهنگ را امری دشوار خواند که انبیای الهی با اتصال به وحی در هدایت مردم دنبال می‌کرده‌اند که لزوماً همه کامیاب نبودند و در آیات قرآن به‌کرات به منکران و در تاریخ به نپذیرفتگان اشاره شده است. حتی پیامبر (ص) که انسانی کامل و دارای ظرفیت‌های کامل بشری و مصداق کامل خلیفه‌اللهی و با اتصال به وحی بود با چنین امری مواجه بوده‌اند. این استاد فرهنگ و ارتباطات، فرهنگ را فرایندی فیزیکی و مکانیکی ندانست که از سویی تولید و از سوی دیگر خروجی دریافت شود، بلکه دارای ظرفیت‌های بسیار دانست که یکی از این ظرافت‌ها ارتباطات است که در قرآن نیز بر آن تأکید شده است. بنیان ارتباط بر رفع اختلال است.

وی ذهن انگاره‌‌ای را ذهنی دانست که از پیش تصمیم‌های خود را گرفته است و اساساً نگاه انگاره‌‌ای نگاه تفکری نیست. هر چه ارتباطات گسترش یابد، تصویر تصحیح‌ خواهد شد. لذا، به باور وی مهم‌ترین کار شورای انقلاب فرهنگی تا به امروز برقراری ارتباط با نسل دانشگاهی و درک آن، و فهم جامعه بوده است. پیروزی انقلاب شرافت عظیمی بوده که خداوند به ما ارزانی داشته است و دهه‌ها زمان لازم است تا ارزش این انقلاب و رهبری حکیمانه امام و مقام معظم رهبری و سخنان ایشان بر ما و بر جهان آشکار گردد.

غرب و دشمنان انقلاب جفای بزرگی بر ما روا داشتند و گروهی نیز با کمال تأسف پذیرای آن شدند و آن رژیم‌سازی از جمهوری اسلامی ایران بود که میان مردم و حاکمیت فاصله انداخت. دکتر عاملی با تأکید بر امر که ما همگی یکی هستیم، خواستار فراهم‌کردن دامنه هر چه بیشتر این یکی‌بودن شد. وی اجرایی‌شدن مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی را مستلزم همدلی و همراهی دانست. دبیر شورا رئیس‌جمهور را ادامه رهبری و تدابیری رهبری خواند. وی توانایی‌ها و ظرفیت‌ها را متفاوت خواند و ابراز امیدواری کرد که توفیقِ یافتن راه‌حل برای اجرای اسناد مصوب نیمه‌اجرایی و اجرایی‌نشده شورای انقلاب فرهنگی را بیابد. دکتر عاملی با سپاس از زحمات کشیده‌شده در این شورا در تهیه اسناد، افزود: «جایی آباد را تحویل گرفته‌ام که امید دارم تخریب نکنم و زمینه اجرایی‌شدن اسناد را فراهم کنم.» دکتر عاملی تعداد زیاد سندها را جایی برای گله ندانست و به ۱۳۳ سند ملی روسیه اشاره کرد که اجرایی‌شدن و به‌روزکردن آن دنبال می‌شود. دکتر عاملی با تأکید بر ضرورت به‌روزرسانی، جامعه امروز را جامعه‌ای دانست که به واسطه رسانه‌های اجتماعی و ارتباطات هم‌زمان، فرد در آن قدرت‌مند شده است. در جامعه امروز ما ۶۰ میلیون کاربری وجود دارند که مخاطب نیستند، بلکه عکس‌العمل دارند. با جامعه مخاطب‌محور نمی‌توان همچون جامعه کاربرمحور رفتار کرد. وی یکی از خصوصیت‌های کاربر را چنین برشمرد: «من کسی هستم.» خداوند متعال نیز بشر را «کسی» خطاب کرده است. ابزارمندشدن افراد ممکن است ضدظرفیت یا ظرفیت قلمداد شود. اگر از این ظرفیت ۶۰ میلیونی به‌صورت غیرمرکزی برای ارزش‌های انقلابی اسلامی ایران استفاده کنیم، قدرت‌مند خواهیم شد. اگر آن را درست فهم نکنیم و با نگاه اعتراض به آن بنگریم، ممکن است به ضدظرفیت بدل شود. دکتر عاملی در خاتمه افزود: «ما در این مسیر پیرو اندیشه و حکمت رهبری هستیم و راهبردهای اصلی این مسیر را حتماً ایشان تعیین می‌کنند. ایشان از ما انتظار دارند که اهل اندیشه، تفکر و خرمندی باشیم و خردمندانه این مسیر را طی کنیم.» و به آیه ۱۰ سوره ملک اشاره کرد که اگر اهل شنیدن و اندیشیدن بودید جای شما در جهنم نبود. این جهنم خود ساخته انسان است، از آن رو که عقل نمی‌ورزد و پیام حق را خوب نمی‌شنود و به نقل از امیرالمؤمنین گفت: «مهم‌ترین مانع تعقل نفس است، الهوی یمنع العقل.»

این نشست با اهدای لوح و تقدیر از دکتر مخبر خاتمه یافت.


 

دفعات مشاهده: 1 بار   |   دفعات چاپ: 0 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

مراسم رونمایی و و نقد کتاب «روسیه و غرب انگاری» برگزار شد

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۷/۱۰/۲۴ | 

طی نشستی در دانشکده مطالعات جهان، و با هماهنگی مؤسسه مطالعات ایران و روسیه (ایراس)- ناشر اثر- و با همکاری گروه مطالعات روسیه دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران و انجمن ایرانی مطالعات جهان کتاب روسیه و غرب‌انگاری با حضور سه سخنران و ناشر اثر در روز یک‌شنبه ۹ دی ۱۳۹۷ معرفی و نقد شد.

کتاب روسیه و غرب‌انگاری، تألیف دکتر ژند شکیبی، به شماره شابک ۹۷۸-۶۰۰-۹۸۰۶۸-۲-۹ در قطع وزیری و در ۶۴۵ صفحه توسط نشر ایراس در سال ۱۳۹۷ در ۱۴ فصل به‌همراه مقدمه و منابع منتشر شده است.

سخنرانان این نشست عبارت بودند از دکتر محمدکاظم سجادپور، استاد دانشکده روابط بین‌الملل و رئیس مرکز مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه ایران و معاون وزیر امور خارجه، دکتر جهانگیر کرمی، دانشیار روابط بین‌الملل و مدیرگروه مطالعات روسیه دانشکده مطالعات جهان، ودکتر نوید نکویی، از دانشگاه ال.اس.ای لندن که ترجمه این اثر را از انگلیسی به فارسی نیز برعهده داشته است. دکتر ژند شکیبی، مؤلف اثر و دانشیار سیاست تطبیقی مطالعات روسیه در دانشگاه ایالتی نیویورک و استاد مدعو دانشکده مطالعات جهان، نیز به معرفی اثر و پاسخ به پرسش‌های حضار پرداخت.

در ابتدای نشست دکتر کرمی، که اداره نشست را نیز برعهده داشت، محور سخنرانی‌های این نشست را معرفی و نقد اثر و صحبت پیرامون مسائل روسیه عنوان کرد. وی ضمن معرفی سخنرانان، موضوع اثر را معرفی روسیه از زمان گورباچف و روابط میان ایران و روسیه بیان کرد. مدیرگروه مطالعات روسیه دانشکده مطالعات جهان، دکتر ژند شکیبی را پژوهشگری خواند که به‌طور جدی در حوزه میان‌رشته‌ای کار کرده و درباره اقتصاد، تاریخ و علوم سیاسی مطالعات جدی و در روسیه و آسیای مرکزی حضور فعال و جدی داشته است. روابط ایران و روسیه از حوزه‌های مورد علاقه وی بوده و پژوهش و تدریس نیز در این حوزه داشته است.

دکتر شکیبی در معرفی ایده اصلی کتاب گفت برای شناخت ماهیت اصلی روسیه و پیش‌بینی فعالیت‌های این کشور باید نخست تاریخ این کشور را خوب شناخت. دوم، روابط سیاسی و روانی آن را با غرب از پانصد سال پیش درک کرد. در حوزه ژئوپلیتیکی چند عامل اصلی در مسیر سیاست خارجه کشور نقش دارد، از جمله ایدئولوژی، افراد، نخبگان، شرایط ژئوپلیتیکی و هویت آن کشور و حکومت. غرب بر روسیه در هر دوره و حتی در زمان تزار تأثیری خاصی داشته است و در هر دوره روسیه با دیدگاه خاصی به غرب نگریسته است.

از طرفی نوع روابط غرب با روسیه چه به‌صورت منفی و چه مخفی با سیاست خارجی متفاوتی دنبال شده است. بین روابط روسیه با غرب و روابط روسیه با دیگر کشورها ارتباط مستقیمی وجود دارد که به تصور هویت روسی دولت بازمی‌گردد.

دکتر شکیبی عنوان «غرب‌انگاری» را برگردان کلمه occidentalism بیان کرد که با بار معنایی متفاوتی در این اثر به‌کار رفته و در فصل ۲ کتاب درباره آن توضیح داده شده است. ادوارد سعید مؤلف کتاب شرق‌شناسی (orientalism) دیدگاه منفی غربی‌ها نسبت به شرقی‌ها را بررسی کرده است. به باور او شرق‌شناسی مکتبی سیاسی است. در این اثر نیز نخست، معادل «غرب‌شناسی» مطرح شد که به نظر ما برای این اثر دقیق نیامد، زیرا غرب‌شناسی ممکن است سیاسی یا غیرسیاسی باشد، در حالی که غرب‌انگاری شمول معنایی وسیع‌تر و دیدگاهی خاص را شامل می‌شود. این دیدگاه بر سیاست خارجی غربی‌ها و شرقی‌ها تأثیرگذار است. وی برای دانستن جزییات بیشتر حضار را به خواندن کتاب ترغیب کرد.

دکتر سجادپور، سخنران نخست این نشست، بر این نکته تأکید کرد که چرا مطالعه روسیه و غرب مهم است و در این مطالعه به چه چیزهایی باید توجه کرد. واژه «غرب» و «شرق» به تعابیر مختلف به‌کار برده شده است. در هر رشته‌ای، به‌خصوص در ادبیات، شرق و غرب به‌معنای دو نقطه دور از هم معرفی شده است. در احادیث، در قرآن و در شعارهای انقلابی ایران نیز به‌کار رفته است که معرف مفهوم عمیق‌تری به غرب و شرق است و صرفاً مکانی نیست و به‌نوعی مکان دوردست معرفی می‌شود. غرب به‌عنوان مجموعه‌ای سیاسی و نظامی واقعیتی جغرافیایی نیز هست. در پانصد سال گذشته منطقه‌ای در غرب ما و در غرب روسیه بوده است با سه ویژگی مرکز ثروت، قدرت، و فکر و فناوری که این سه ویژگی ارتباط مداوم و تنگاتنگی با هم داشته است. از طرفی، قدرت در غرب پدیده‌ای سیال بوده و از کشوری به کشور دیگر رسیده است؛ زمانی پرتغال و اسپانیا در غرب قدرت‌مند بودند و زمانی دیگر انگلستان و آلمان. در عصر حاضر، قدرت از غرب به شرق و عمدتاً به چین در حال جابه‌جایی است.

تاریخ پانصد سال اخیر نشان می‌دهد که همه جنگ‌های استعماری و بزرگ در دنیا میان قدرت‌های بزرگ بوده است. در جنگ‌های سایر نقاط دنیا نیز به‌نوعی آثار غرب و جنگ میان خود غربیان مشهود است. انگلیس، آلمان، فرانسه، آمریکا، روسیه و چین شش قدرت برتر و عضو دائمی شورای امنیت و در رقابت با یکدیگر و با تصویری متفاوت از یکدیگر قرار دارند. در ظاهر دوستانه، بررسی جوک‌هایی که اروپاییان از یکدیگر می‌سازند برای دانستن روابط درونی آن‌ها از هم قابل بررسی است. اروپا تقسیم‌بندی قدرت زیادی دارد و تنها شامل سه قدرت انگلیس، آلمان و فرانسه نیست، بلکه بسیار متنوع است: اروپای فرانکوفن، ژرمن، آنگلوساکسون، لاتین، و اسلام.

روسیه همواره علاقه‌مند بوده است که قدرتی بزرگ در منطقه و در معادلات قدرت جهانی باشد، فارغ از آنکه در این پانصد سال چه نظام سیاسی‌ای داشته است. نظام سیاسی روسیه بر سه اصل استوار بوده است: تزاری، بلشویک و جدید. روسیه در تلاش برای غربی‌شدن به‌دنبال لباس و فرهنگ غرب نبوده است، بلکه به‌لحاظ قدرت خواهان همترازی بوده است که نیاز به بازسازی و درون‌سازی فنی و فناوری دارد. حتی برخی معتقدند که معماری روسیه و سنت‌پترزبورگ تحت تأثیر معماری آلمانی است.

در عرصه سیاست بین‌الملل نیز قدرت‌های بزرگ اروپایی نقش بسیار مهمی داشته‌اند. روسیه با ایران دو جنگ داشته‌اند که به امضای معاهده گلستان و ترکمانچای انجامید که در جریان جنگ و تنظیم مفاد این دو معاهده انگلیس نقش داشته است. در جنگ جهانی اول و دوم ایران اعلام بی‌طرفی کرده بود، اما در هر دو جنگ اشغال شد. در جریان انقلاب اسلامی ایران خواندنی‌ترین مطالب درباره اوضاع ایران در اسناد لانه جاسوسی کشف شد. در آن زمان آمریکا و شوروی در شرایط تعادل استراتژیک با یکدیگر به‌سرمی‌بردند و روابطشان قابل‌پیش‌بینی شده بود. به‌طور مشخص، در آن زمان سفارت شوروی و آمریکا در تهران و وزارت امور خارجه شوروی در واشنگتن با آمریکا و وزارت امور خارجه آمریکا در مسکو با شوروی مدام در حال گفتگو درباره اوضاع ایران بوده‌اند، زیرا ایران در تعادل استراتژیک مؤثر بود. در جریان جنگ ایران و عراق نیز هر دو پایه اصلی بودند که به امضای قطعنامه ۵۹۸ رسید که میان قدرت‌های بزرگ و عمدتاً آمریکا و روسیه مذاکره شد. در مذاکرات برجام و بعد از آن در دوران ترامپ، برای حفظ برجام نیز حضور دارند. همکاری چین و روسیه در حفظ برجام نیز قابل‌توجه بوده است.

با وجود جریان انتقال قدرت به شرق و عمدتاً به چین، آینده جهانی به‌شدت به این بستگی دارد که قدرت‌های بزرگ چگونه با هم کار می‌کنند. در اصل روابط بین‌الملل جهانی به روابط میان روسیه و آمریکا بستگی دارد.

دکتر سجادپور درباره کتاب روسیه و غرب‌انگاری گفت: «این کتاب فقط روسیه و غرب‌انگاری نیست. بازگوکننده تاریخ روسیه و تاریخ فکری روسیه نیز است. این اثر به این سؤال مهم پاسخ می‌دهد که چرا روابط روسیه و غرب مهم است.» وی اثر را اثری چند وجهی و موفق خطاب کرد که با نگاه تاریخی، حاوی خلاصه‌ای عمیق و خوب به روابط بین‌الملل است. همچنین، انسجام و نظم و روانی اثر را ستود. قسمت مربوط به ایران را نیز در این اثر بسیار خواندنی عنوان کرد.

دکتر سجادپور دو نقد را نیز بر اثر وارد دانست. یکی در انتخاب معادل «غرب‌انگاری» که مفهومی متفاوت از معنای متداول آن در اثر به‌کار رفته است؛ و دوم، توجه بیش از حد آن به عنصر انسانی و هویت و گفتمان که عناصر دیگر را تحت‌الشعاع گرفته است.

دکتر سجادپور در خاتمه جامعه علمی ایران را به داشتن چنین کتاب ارزش‌مندی ستود و افزود از داشتن آن احساس غرور و افتخار می‌کنم.

دکتر نکویی ضمن بیان مراحل ترجمه این اثر از انگلیسی به فارسی، به ویژگی‌های مثبت اثر اشاره کرد، از جمله هم‌زمانی تألیف و ترجمه و دسترسی به مؤلف آشنا به زبان فارسی، مباحث و روند در ترجمه کلمات تخصصی از جمله غرب‌انگاری (تصوری که روسیه به غرب دارد و تصوری که از تصور غرب به خود دارد)، بیان خوب اثر از تاریخ روسیه، و آموزنده‌بودن معرفی روابط بین‌الملل.

دکتر کرمی از دوره اول رشته مطالعات روسیه در دانشکده مطالعات جهان دکتر شکیبی را همراه دانشکده خواند که پیشنهاد تدریس روسیه و غرب را ذیل درس تاریخ اروپا به ایشان داد و از اینکه این موضوع با تلاش انتشارات ایراس به پروژه‌ای چند زبانه بدل شده است ابراز خرسندی کرد.

دکتر کرمی روسیه را برای ایران و جهان مهم خواند که در راهبردهای مهم جهانی بازیگری مهم و قدرت‌مندی است. وی روسیه را یکی از پنج بازیگر سیاسی دنیا خواند، گرچه در اقتصاد جایگاه سیزدهم را داراست. روسیه همچنان یکی از دو ابرقدرت نظامی جهان است. از زمان سقوط اصفهان و شکل‌گیری سنت‌پترزبورگ، یکی از بازیگران مهم در تاریخ دوسه سده ایران بوده است. به باور وی از روسیه گریزی نیست و در حیات ملی ما نقش مهمی دارد.

از طرفی، غرب مسئله‌ای فلسفی، فکری، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی برای همه دنیاست. غرب تمدن و فرهنگی است که نظام جهانی جدیدی را شکل داده است و هیچ گریزی از آن نیست. حتی در مخالفت با آن نیز باید به خود آن متمسک شد، چون پارادایم اقتصادی و فرهنگی و سیاسی جهان را تشکیل داده و نظام‌های جهان جدید را از سده پانزدهم در انحصار خود قرار داده است.

اما نکته اصلی آن است که غرب برای روسیه بسیار پیچیده‌تر از ما شرقی‌هاست. ایران، هند و ژاپن با مذهب، فلسفه، هویت و تاریخ چند هزارساله خود با غرب مواجه می‌شوند. اما روسیه چنین نیست. روسیه در موقعیت آستانگی غرب قرار دارد؛ یعنی، نه در داخل غرب و نه جدا از غرب قرار دارد؛ هم در درون آن لست و هم بیرون از آن و این موجب شده تا در وضعیت دشوارتری قرارگیرد و تکلیف آن روشن نیست. روسیه فاقد فلسفه‌ای مشخص در برابر غرب است. این تهیدستی فکری و فلسفی روسیه سبب می‌شود که بنیادهای فکری و فلسفی مخالف با غرب را نداشته باشد، در حالی که ایران و چین و هند و ژاپن فلسفه خود را دارند که جدا از غرب است.

به باور دکتر کرمی کتاب دکتر شکیبی به‌خوبی این پیچیدگی ارتباط را نشان می‌دهد. دکتر کرمی این اثر را بسیار پرمحتوا و دایره‌المعارفی از فکر، مذهب، تاریخ، سیاست و جغرافیا دانست.

دکتر کرمی در نقد اثر از نگرش غربی حاکم بر آن یاد کرد که نوعی شرق‌شناسی وارونه است و به نوعی با نگاه غربی و تحقیر روسیه نوشته شده است. همچنین، در اثر متهم‌سازی روسیه پررنگ‌تر از طرف غربی است. در این مورد افزود: «آنچه سبب شد روسیه از غرب جدا افتد و سرنوشت آن تغییر کند، حمله مغولان بود. ۲۵۰ سال مغولان روسیه را عقب نگاه داشتند در حالی غرب در حال صنعتی‌شدن و روشنگری بود.»

در خاتمه نشست دکتر شکیبی ضمن تشکر از سخنان سخنرانان و نکاتی که اشاره کردند، به این نکته کلیدی اشاره کرد که برای شناخت هر کشور باید فرهنگ، زبان و سیاست آن کشور را به زبان همان کشور مطالعه کرد. تنها از این راه است که می‌توان از کشور، سیاست و فرهنگ خود دفاع کرد. غربی‌ها برای شناخت ما زبان و فرهنگ ما را به‌دقت مطالعه می‌کنند و زحمت و ممارست بسیار به‌خرج می‌دهند. وی از این نظر دانشکده مطالعات جهان را ستود که دریچه‌ای به چنین شناختی گشوده است.

در انتهای نشست حضار پرسش‌های خود را مطرح کردند و سخنرانان پاسخ گفتند.

در این نشست دکتر داود کیانی، ناشر اثر نیز حضور داشت و کتاب با ۲۰ درصد تخفیف به علاقه‌مندان عرضه شد.


دفعات مشاهده: 73 بار   |   دفعات چاپ: 12 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

دهمین جلسه از سلسله کارگاه های نظریه ها و روش ها برگزار شد

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۷/۱۰/۲۳ | 

دهمین جلسه سلسله‌نشست‌های کارگاهی «نظریه‌ها و روش‌ها» در روز دوشنبه ۳ دی ۱۳۹۷، با سخنرانی دکتر محسن گودرزی، مؤلف و پژوهشگر ارشد علوم اجتماعی، با عنوان «مروری بر تجربه پژوهش ملی» در تالار حنانه دانشکده مطالعات جهان برگزار شد.

دکتر گودرزی سخنرانی خود را با معرفی و بیان تاریخچه پیمایش‌های ملی ارزش‌ها و نگرش‌ها آغاز کرد و به معرفی پیمایش‌های ملی جدید پرداخت.

در ادامه متن سخنرانی وی آمده است.

  1. تعریف پیمایش‌های ملی ارزش‌ها و نگرش‌ها

مقصود از پیمایش آن نوع تحقیقاتی است که ماتریس داده تولید می‌کند؛ در این ماتریس سطرها واحدهای تحلیل و ستون‌ها صفات مورد بررسی واحد‌های تحلیل است. در پیمایش‌ها عموماً واحدهای تحلیل فرد است. به‌عبارت دیگر، نگرش‌ها، رفتارها و احساسات افراد نسبت به موضوعاتی مثل جهان اجتماعی، خود، موقعیتی که در جهان دارند، آینده و از این قبیل مورد پرسش قرار می‌گیرد. دامنه این نوع پیمایش‌ها ممکن است محدود یا وسیع باشد؛ حجم نمونه ممکن است کم باشد. مثلاً در حد تعمیم در یک گروه یا سنخ اجتماعی مثل جوانان یا استفاده‌کنندگان از خدمات یا کالا باشد تا یک شهر یا مناطق شهری و مانند آن. گاهی هم ممکن است در حد یک کشور یا گروهی از کشورها (منطقه) یا در سطح جهانی باشد. محور صحبت من در اینجا تأکید بر تجربه پیمایش‌ ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان است. یکی از جنبه‌های پیمایش‌های ملی این است که یافته‌های آن را می‌توان به سطح کشور تعمیم داد. جنبه دیگری که در تعریف پیمایش‌های ملی باید در نظر داشت این است که یافته‌های آن باید تا جایی که مقدور است، برای الگوهای نظری رقیب قابل استفاده باشد. به همین دلیل، پیمایش‌های عمومی و ملی را نباید به یک دیدگاه نظری و به قصد آزمون این یا آن دیدگاه نظری طراحی کرد.

نکته دیگر در طراحی پیمایش، تعریف دقیق پروبلماتیک تحقیق است. پروبلماتیک تحقیق نظامی از پرسش‌های به‌هم پیوسته است که روح واحد و منسجمی دارد و جهت سنجش‌ها و طراحی مفاهیم مورد سنجش را مشخص می‌کند.

وجه دیگر پیمایش‌های ملی این است که در طراحی آن‌ها فقط به یک تحقیق اکتفا نمی‌شود، بلکه منظومه‌ای از این تحقیقات با محوریت پیمایش تعریف می‌شود. این جنبه را وجوه سازماندهی تحقیق می‌دانم.

سعی می‌کنم، تا حدی که زمان جلسه اقتضا می‌کند، درباره پیمایش‌های ملی، بر اساس پروبلماتیک آن‌ها و سازمان‌دهی‌ آن‌ها بحث کنم.

  1. تاریخچه پیمایش‌های ملی ارزش‌ها و نگرش‌ها

نخستین پیمایش ملی به معنایی که گفته شد در سال ۱۳۵۳ انجام شده است. مرحوم علی اسدی و مرحوم مجید تهرانیان این نوع پیمایش را در «طرح آینده‌نگری» به‌کار گرفتند. پیمایش عمومی بخشی از این پروژه بود و نظرات مردم درباره پدیده‌ها و موضوعات مختلف پرسش شد. این پیمایش با عنوان گرایش‌های فرهنگی و نگرش‌های اجتماعی در ایران «گزارشی از یک نظرخواهی ملی در سال ۱۳۵۳» در سال ۱۳۵۶ منتشر شد.

در آن زمان، رشد اقتصادی شتاب گرفته بود و اصلی‌ترین هدف رسمی که در اسناد و برنامه‌های توسعه ذکر می‌شد، تسریع در فرایند صنعتی‌شدن بود. چند سال پیش در مقاله‌ای در تفسیر نتایج پیمایش سال ۱۳۵۳ مطرح کردم که فرایند تغییر در جریان، نامتوازن بود. شهرها در حال رشد و مهاجرت از روستا به شهرها در حال افزایش بود. رادیو و تلویزیون دو رسانه مهم در سطح جامعه و رو به گسترش نفوذ اجتماعی خود بود. در این شرایط بخش‌های اجتماعی و فرهنگی ایران همنوای با این رشد نبود. دگرگونی در وضعیت اقتصادی با دگرگونی در نهادهای فرهنگی و سیاسی همراه نبود. نهادهای سیاسی، توانایی و ظرفیت حل تنش‌های برخاسته از وضعیت رشد شتابان را نداشتند. نهادهای فرهنگی نیز قدرت تولید ایده‌ها و ارزش‌های اجتماعی متناسب با شرایط جدید را نداشتند. این نهادها بیشتر نقش تبلیغی داشتند و نمی‌توانستند فرد را برای مواجهه با وضعیت تازه آماده کنند. در نتیجه، نیروی لازم برای جذب و مهار تغییرات وجود نداشت. انتظارات فزاینده به‌دلیل توسعه‌نیافتگی نهادهای سیاسی و شدت احساس بیگانگی، به نارضایتی توده‌ها از زندگی خود منجر شد. نهادهای مذهبی در آن سال‌ها با رشدی شگفت‌آور به مأمن بسیاری از این جمعیت سرخورده و ناراضی تبدیل شدند. در شرایط این گسست بین این دو بخش، مردم توقع بهبود شرایط، تحرک اجتماعی و ارتقای اجتماعی داشتند، در عین حالی که از محیط‌های خود کنده شده و در نظام اقتصادی و اجتماعی جدید هنوز جذب و ادغام نشده بودند، از مواهب و فرصت‌های توزیع‌شده در جامعه برخوردار نبودند، و در نتیجه میزان نارضایتی مردم افزایش یافته بود.

چنین شرایطی این پرسش را مطرح می‌کرد که آینده جامعه با روند توسعه نامتوازن به کجا خواهد انجامید و نهادهای فرهنگی مثل رادیو و تلویزیون چه نقشی در کاهش مشکلات می‌تواند ایفا می‌کند. آیا این دو رسانه می‌توانست افراد را در نظام اجتماعی جدیدی که به‌واسطه تغییرات شتابان در حال ظهور بود، ادغام کنند؟ برای درک این مسئله کافی است به این یافته توجه کنید که علی‌رغم رشد رادیو و تلویزیون در آن زمان نزدیک به نیمی از افراد زبان خبری رادیو و تلویزیون را نمی‌فهمیدند. برنامه‌های مذهبی رادیو و تلویزیون، به‌ویژه برنامه‌های مرحوم راشد، از برنامه‌های پرطرفدار بود.

یافته‌های آماری دیگر از رشد گرایش‌های مذهبی در بین مردم و نخبگان حکایت می‌کرد. در فاصله بین ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۵ تعداد مساجد کشور چند برابر شد. تیراژ نشریه‌های مذهبی بسیار بالا بود. برای نمونه، مجله مکتب اسلام ماهانه‌ای با تیراژ حدود ۶۰ هزار بود. دیگر نشریات مذهبی مانند معارف اسلامی یا نسل نو موقعیت مشابهی داشت. به‌نظر می‌رسد رشد سریع اقتصادی باعث رشد آرزوهای شخصی همراه با نوعی خوش‌بینی شده بود. این وضعیتی بی‌ثبات بود، زیرا در عمل احتمال سرخوردگی را بیشتر می‌کرد. نه نهادهای اقتصادی قادر بودند به حجم تقاضاهای فزاینده پاسخ دهند و نه نهادهای سیاسی و فرهنگی از توسعه لازم برای مواجهه با شرایط پیش‌آمده برخوردار بودند. حتی عقب‌ماندگی نهادهای سیاسی بیش از پیش خود را آشکار می‌کرد. این سرخوردگی همراه با جابه‌جایی فرهنگی باعث احساس بی‌ثباتی و تمایل به حفظ سنت‌ها شده بود.

در این شرایط بود که مطالعه‌ای با عنوان آینده‌نگری طراحی شد که منظومه‌‌ای از مطالعات را شامل می‌شد و هدف آن شناخت نقش رادیو و تلویزیون در ایفای توسعه اقتصادی بود.

نمونه این تحقیق از جامعه روستایی و شهری انتخاب شد. در پرسشنامه سؤال‌هایی در مورد میزان استفاده از رادیو و تلویزیون، سینما، مجلات و کتاب گنجانده شده است. بخشی از پرسشنامه به شناخت نگرش‌های مذهبی مردم اختصاص یافت. بخشی هم به احساس رضایت از زندگی، رفتارهای بهداشتی و مسائلی از این قبیل تا سیمایی از نگرش‌ها و گرایش‌های جامعه ایران در آن زمان ترسیم شود.

در کنار این، از گروهی از نخبگان هم نظرخواهی شد. این کار به‌روش دلفی انجام شد. محور کلی مطالعه این است که مسئله امروز جامعه ایران را چه می‌بینند و چه راه‌حل‌هایی پیشنهاد می‌دهند. مرحوم تهرانیان نیز رابطه بین ارتباطات و توسعه اقتصادی و توسعه سیاسی را طرح و پروبلماتیک این تحقیقات را مطرح کرد.

در مورد سازماندهی تحقیق به دو نکته اشاره می‌کنم. یکی اینکه انجام مجموعه‌ای از تحقیقات مورد توجه بود. دوم اینکه این تحقیقات یکبار و برای همیشه نبود. طبق برنامه قرار بود این مطالعه هر چند سال یک بار انجام شود. در سال ۱۳۵۶ نتایج تحقیق منتشر شد. با وقوع انقلاب ۱۳۵۷، پرونده این طرح تقریباً بسته ‌شد.

در سال ۱۳۵۸ مرحوم دکتر اسدی در تهران نظرخواهی را در سطح تهران انجام داد ولی به‌علت فضای آن زمان، طرح گستردگی قبلی خود را نداشت. تا سال ۱۳۷۴ هیچ طرح تحقیق دیگری در این باره انجام نشد.

  1. پیمایش‌های ملی ارزش‌ها و نگرش‌ها بعد از انقلاب

در سال ۱۳۷۴، دکتر منوچهر محسنی که از همکاران دکتر اسدی بود با توجه به تجربه سال ۱۳۵۳پیشنهاد انجام پیمایش عمومی را با عنوان آگاهی‌ها، گرایش‌ها و رفتارهای اجتماعی فرهنگی Kap study (Knowledge and Attitude and Practice) به شورای فرهنگ عمومی داد.

این‌بار این پژوهش در صدا و سیما انجام نمی‌شود، بلکه به شورای فرهنگ عمومی پیشنهاد می‌شود. شورای فرهنگ عمومی از شوراهای اقماری شورای عالی انقلاب فرهنگی است که وظیفه آن تنظیم و هماهنگی سیاست‌های فرهنگی است. ریاست این شورا بر عهده وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی است.

در سال ۱۳۷۴ در مقایسه با ۱۳۵۳ تغییرات و تحولاتی در جامعه ایران رخ داده بود که امکان آن تحقیق به آن شکل وجود نداشت. در آن زمان دیدگاهی مطرح شد که فرهنگ امری کیفی است و قابل‌اندازه‌گیری و کمّی‌سازی نیست. کمیسیونی تخصصی برای این کار تشکیل می‌شود که درباره ضرورت و نحوه انجام این تحقیق تصمیم بگیرند. بعد از مباحث مفصل، در نهایت، اکثر اعضای آن شورا ضرورت چنین مطالعه‌ای را تأیید کردند. البته در مقایسه با پیمایش سال ۱۳۵۳ امکانات کمتری در اختیار دکتر محسنی قرار گرفت. مطالعه سال ۱۳۵۳ ملی و در تمام استان‌های آن زمان بود ولی پیمایش دکتر محسنی در پنج استان و از هر استان سه شهرستان و در مجموع در ۱۵ شهر به اجرا در آمد.

دکتر محسنی، به‌عنوان محقق این طرح بر این باور بود که جامعه ایران تغییر کرده است و ضرورت ندارد که رادیو و تلویزیون مثل پیمایش قبلی در کانون قرار گیرد. بنابراین، سهم ارتباطات در تحقیق ۱۳۷۴ کم شد. در عین حال، مجموعه‌ای از سؤال‌ها در مورد آگاهی‌ها وارد شد. در این شرایط مسئله نیز تغییر کرده بود. مسئله دیگر آینده و نگرانی نسبت به آینده نبود، بلکه به‌نظر می‌رسید مسئله شناخت وضعیت عمومی فرهنگ‌ها و باورها بود. شورای فرهنگ عمومی مایل بود که فرهنگ رسمی چه میزان پذیرفته ‌شده است و با چه نشانه‌هایی از فرهنگ غیررسمی مواجهیم و چگونه می‌توانیم آن‌ را رفع کنیم. به بیانی دیگر، نگاه آسیب‌شناختی حاکم بود. به‌نظر می‌رسد محقق چنین تصور می‌کرد که شرایط کشور و حساسیت‌های موجود درباره دین، امکان پرسش مفصل در مورد رفتارهای دینی مردم را نمی‌دهد. بخش رفتارهای دینی در این تحقیق بسیار کم بود و گویه‌های اندکی در این باره دارد. به‌نظر می‌رسد این تحقیق بیشتر از موضع سیاستگزار فرهنگی پیش می‌رفت. سازماندهی تحقیق فردی بود؛ یک تحقیق بود با دامنه محدود و برای تکرار آن برنامه‌ریزی نشده نبود. نتایج آن در سال ۱۳۷۵ منتشر و دیگر ادامه نیافت.

در سال ۱۳۷۵، تحولاتی در صحنه سیاسی کشور روی داد. انتخابات مجلس آن سال نیز نتایج متفاوتی داشت. انتخابات سال بعد یعنی خرداد ۱۳۷۶ این تغییر را به‌صورت آشکارتری نشان داد. برخلاف انتخابات پیشین، این رقابت معنادار بود و پیروز آن از قبل مشخص و حدس‌پذیر نبود. این انتخابات شوکی را به جامعه وارد کرد، هم به مردم عادی و هم به جامعه نخبگان و سیاستمداران. در جامعه علامتی ظاهر شده است که اصلاً انتظار آن نمی‌رفت. گویی با جامعه‌های متفاوت روبه‌رو شده‌اند که شناختی از آن ندارند. لذا، ضرورت تکرار این قبیل مطالعات دوباره مطرح شد.

دو ایده رقیب در حوزه فرهنگ در برابر هم جبهه‌گیری می‌کرد: یکی آزادی فردی و انتخابات فردی، دیدگاه تکثر و تنوع؛ و دیگری نظارت، هماهنگی و مصونیت. هر یک تصویری از جامعه ایران ارائه می‌کرد. هیچ اطلاعاتی وجود نداشت که نشان دهد کدام تصویر به جامعه ایران شبیه‌تر است.

ضرروت داشتن اطلاعات فراگیر ملی مطرح شد. این بار نیز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به‌دنبال این کار بود. در این مجموعه سه نوع تحقیق طراحی شد. یکی آمارگیری فرهنگی بود که به تعداد فضاها، نیروی انسانی و فناوری و سرمایه می‌پرداخت. دیگری، پیمایش مصرف فرهنگی بود که مصرف خدمات و کالاهای فرهنگی خانوارها را بررسی می‌کرد. پیمایش ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان هم تصورات و نگرش‌های مردم را درباره خود، جهان اجتماعی و تصورشان از آینده بررسی می‌کرد. به‌عبارت دیگر، فضای ادراکی جامعه را رصد می‌کرد.

این بار مسئله این بود که در این جامعه چه ارزش‌هایی در حال شکل‌گیری است؟ چه نسلی با چه ویژگی‌هایی در حال رشد است؟ و صحنه اجتماعی در اختیار کدام‌یک از این گروه‌های اجتماعی قرارگرفته است؟ البته تغییراتی نیز در حوزه شهرنشینی، گسترش ارتباطات و تحصیلات وجود داشت. در چنین شرایطی «پیمایش نگرش‌ها و ارزش‌ها» شکل گرفت. این پیمایش در موج اول و دوم در مراکز استان‌ها به اجرا در آمد.

همچنین، مجموعه‌ای از تحقیقات کیفی نیز طراحی شد. مکان‌هایی که کانون تغییرات فرهنگی است یا نشانه‌هایی از تغییرات فرهنگی در خود دارد با روش کیفی مطالعه شد. سازمان‌دهی تحقیق این بود که پیمایش نگرش‌ها و ارزش‌ها در کانون قرارگیرد و در کنار آن تحقیقات کیفی انجام شود.

از آنجا که از حیث روش‌شناختی نیاز به یک‌سری ابزارها و دانش تازه داشتیم، بخش ترجمه نیز شکل‌گرفت که تعدادی از کتاب‌های انتشارات سِیج ترجمه شد که ناشر معروفی در حوزه روش‌شناسی است.

این تحقیق برای نخستین‌بار در قانون برنامه سوم گنجانده شد که دولت و وزارت ارشاد اسلامی را موظف به اجرای آن در هر دو سال می‌کرد. لذا، ضرورت وجود سازمانی ثابت برای انجام آن مطرح شد. طراحی، شکل‌دادن و سازمان‌دادن به سازمان منطقه‌ای گردآوری اطلاعات در پیمایش نگرش‌ها و ارزش‌ها شکل گرفت. در هر شهر پرسشگرهای بومی آن منطقه با پیمایش همکاری می‌کردند. این سازمان کماکان با تغییراتی در حال کار است. تفاوت پیمایش‌ قبل از انقلاب با بعد از انقلاب در این است که به‌دلیل استمرار تحقیقات، به‌تدریج در حال نهادینه‌شدن است، از نظر سازماندهی اجرا تا برخی وجوه محتوایی مثل نمونه‌گیری و مانند آن.

در سال ۱۳۷۹ موج اول و در سال ۱۳۸۱ موج دوم آن اجرا شد. در موج دوم مسئله‌ای مطرح شد که سازماندهی تحقیقات را تغییر داد. نمونه‌ها در پیمایش ۱۳۷۹، ۱۸۰۰۰ نفر بود. چون فاصله زمانی موج اول و دوم کم بود، انتظار نمی‌رفت تفاوت چندانی مشاهده شود. حتی در همان زمان نیز واریانس میان استان‌ها چندان زیاد نبود. کار با سازمانی بزرگ هم پرهزینه بود و هم به‌دلیل بزرگی سازمان احتمال خطا افزایش می‌یافت. بنابراین، پرسشنامه‌های مدولار یا چرخشی طراحی شد؛ یعنی، بر اساس موضوعات مختلف، بسته‌های سؤال طراحی شد که این بسته‌ها در کنار بسته اصلی یا هسته اصلی (core) پرسشنامه قرارمی‌گرفت. بسته اصلی در هر موج تکرار می‌شد. بسته‌ها بسته به شرایط و خواست سیاستگزاران تغییر پیدا می‌کرد اما بسته اصلی ثابت بود. بسته‌های اصلی در بازه‌های زمانی تغییر می‌یافت.

در سال ۱۳۸۳ شد که تحقیق دکتر اسدی دوباره اجرا شود. قصد آن بود که با توجه به گذشت سی سال از ۱۳۵۳، تحقیق دکتر اسدی عیناً تکرار شود تا تغییرات فرهنگی، اجتماعی و نگرشی را در این مدت بسنجیم. این پیمایش نیز ترکیبی بود از پیمایش ۱۳۵۳، برخی سؤال‌های ۱۳۷۴ برای آنکه بتوانیم سیر تغییرات ده‌ساله را بگیریم و مجموعه‌ای از سؤال‌های ۱۳۸۲ برای آنکه بدانیم آیا تغییری در آن شاخص‌ها اتفاق افتاده است. در پایان ۱۳۸۳ کار تقریباً خاتمه یافت و پردازش آن به سال ۱۳۸۴ کشید. در سال ۱۳۸۴ با تغییر دولت و عدم علاقه دولت وقت به این اقدامات کار متوقف شد. این نتایج در سال ۱۳۸۶ از سوی سازمان تبلیغات اسلامی که جزء شورای سیاستگزاری بود در سه جلد در سطح ملی، شهر و روستا منتشر شد.

به‌طور خلاصه، برای سنجش و ارزیابی تحقیقات ملی در کشور باید به دو نکته توجه داشت؛ نخست، پاسخ به مسئله کلی جامعه یا به‌عبارت فنی‌تر پروبلماتیک تحقیق است. این جنبه ارتباط تحقیق را با مسئله اصلی جامعه روشن می‌کند. دوم، سازمادهی تحقیق است که هم به منظومه مطالعات مربوط است و هم وجوه نهادینگی آن را در نظر دارد.

در شرایط کنونی این نوع تحقیقات با مشکلات بسیاری نیز مواجه است، از جمله می‌توان به تغییرات در سازمان فضای شهری اشاره کرد. رشد برج‌ها، مجتمع‌ها و مجموعه‌های آپارتمانی امکان دسترسی به نمونه را دشوار کرده است. مثلاً وجود نگهبان‌ها در این مجموعه‌ها و حتی محلات دسترسی پرسشگر را به پاسخگویان سخت کرده است. این مشکل در مناطق متوسط و بالای شهری بیشتر است.

از سال ۱۳۹۲ به بعد پیمایش‌های بیشتری در کشور انجام شده است. از جمله پیمایش سرمایه اجتماعی که وزارت کشور انجام داده است، موج سوم ارزش‌ها و نگرش‌ها در وزارت ارشاد در سال ۱۳۹۵ اجرا شد. پیمایشی درباره آرزوهای جوانان و پیمایشی درباره خانواده در حال انجام است. به‌نظر می‌رسد پیمایش‌های ملی و فراگیر در حال جاافتادن است. با این حال، خطری پیمایش‌ها را تهدید می‌کند و آن نبود نقشه روشن ذهنی در انجام آن و روشن نبودن نسبت آن با مسئله اصلی جامعه است. اگر به این تعریف توجه نکنیم، پیمایش‌ها نقش کمی در تغییر ذهنیت جمعی ایفا خواهد کرد.

با توجه به رشد تعداد این پیمایش‌ها، به‌نظر می‌رسد بخش زیادی از کمبود داده‌ها و اطلاعات درباره متغیرهای اصلی در حال کاهش است. در عین حال، نظرسنجی‌های موضوعی خاص در حال اجراست که کمک می‌کند با استفاده از مجموعه‌ای از شواهد تجربی و با اتکا به داده‌های کمّی بتوانیم تصویری از وضعیت عمومی کشور و نگرش‌های ذهنی مردم ارائه کنیم. با همه این‌ها، باید همواره این پرسش را پیش روی پیمایش‌ها و نظرسنجی‌ها گذاشت که چه نسبتی با مسئله اصلی جامعه دارد و چه یافته‌هایی در پاسخ به آن ارائه می‌کند.


دفعات مشاهده: 79 بار   |   دفعات چاپ: 22 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

انتصاب رئیس انجمن به دبیری شورای عالی انقلاب فرهنگی

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۷/۱۰/۱۶ | 
باسمه تعالی

رئیس انجمن ایرانی مطالعات جهان به دبیری شورای عالی انقلاب فرهنگی انتخاب شد. به گزارش روابط عمومی شورای عالی انقلاب فرهنگی، رهبر معظم انقلاب اسلامی در حکمی حجت‌الاسلام دکتر سیدسعیدرضا عاملی را به عضویت شورای عالی انقلاب فرهنگی منصوب کردند. به‌دنبال آن و با کسب اکثریت آرای اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی،  طی حکم رئیس‌جمهور برای مدت چهار سال به‌عنوان «دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی» منصوب شد.

متن حکم حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر حسن روحانی به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای دکتر سید سعیدرضا عاملی

با توجه به مصوبه جلسه مورخ ۱۱ دی ۱۳۹۷ شورای عالی انقلاب فرهنگی و تأیید مقام معظم رهبری (مدظله العالی)، به‌موجب این حکم جناب‌عالی را که فردی متعهد و از فرهیختگان حوزه و دانشگاه، با سوابق ارزش‌مند علمی و مدیریتی هستید برای مدت چهار سال به‌عنوان «دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی» منصوب می‌نمایم.

توفیق شما را در انجام وظایف محوله از خداوند متعال مسألت می‌نمایم.

                                                                       حسن روحانی

                                                                               رئیس جمهوری اسلامی ایران

هیات مدیره انجمن،‌ضمن عرض تبریک به دکتر عاملی موفقیت ایشان را در این سمت از خداوند متعال خواستار است.

 

دفعات مشاهده: 56 بار   |   دفعات چاپ: 8 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به انجمن ایرانی مطالعات جهان می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | Iranian World Studies Association

Designed & Developed by : Yektaweb