بخش‌های اصلی

    

دریافت اطلاعات پایگاه

لطفاً نشاني پست الكترونيك خود را برای دريافت اطلاعات و اخبار پايگاه در كادر زير وارد كنيد.

آمار سایت

  • كل کاربران ثبت شده: 29 کاربر
  • کاربران حاضر در وبگاه: 0 کاربر
  • ميهمانان در حال بازديد: 7 کاربر
  • تمام بازديد‌ها: 2614402 بازدید
  • بازديد 24 ساعت قبل: 1140 بازدید

همایش بین المللی مطالعات چین برگزار شد

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۳/۲۲ | 
نخستین کنفرانس بین‌المللی مطالعات چین در دو روز ۱۸ و ۱۹ خرداد ۱۳۹۸ در تالار حنانه دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران برگزار شد.
این کنفرانس با حمایت دانشکده مطالعات جهان، انجمن ایرانی مطالعات جهان، مؤسسه کنفسیوس دانشگاه تهران و نمایندگی کنفسیوس در تهران برگزار شد. دکتر ناهید پوررستمی، معاون پژوهشی، آموزشی و تحصیلات تکمیلی دانشکده، و توحید اسدی، دانشجوی دکتری مطالعات آمریکای شمالی دانشکده، بخش اجرایی همایش را بر عهده داشتند.
در مراسم افتتاحیه این کنفرانس در صبح روز شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۸، دکتر سعیدرضا عاملی، رئیس دانشکده مطالعات جهان، دکتر بهزاد شاهنده، دبیر علمی کنفرانس، دکتر ژیاگو ریشتر، استاد دانشگاه وین، دکتر محمد نقی‌زاده، استاد بین‌الملل دانشکده مطالعات جهان، و دکتر ارسلان قربانی شیخ‌نشین، استاد دانشگاه خوارزمی، سخنرانی کردند.

دکتر سعیدرضا عاملی، سخنران نخست مراسم افتتاحیه کنفرانس بین‌المللی مطالعات چین، ضمن خوش‌آمدگویی به مهمانان داخلی و خارجی، خبر از تلاش جدی دانشکده برای راه‌اندازی رشته مطالعات چین در دانشکده مطالعات جهان داد. دکتر عاملی یکی از مشکلات امروز دنیا را در این دانست که کشورها شناخت درستی از یکدیگر ندارند و این عدم‌شناخت سبب پندارهای غلط از طرف مقابل می‌شود. لذا، هدف از تأسیس دانشکده مطالعات جهان را کمک به شناخت بهتر سایر کشورها و رفع پندارهای غلط عنوان کرد.

دکتر عاملی یکی از مشکلات امروز دنیا را در این دانست که کشورها شناخت درستی از یکدیگر ندارند و این عدم‌شناخت سبب پندارهای غلط از طرف مقابل می‌شود. لذا، هدف از تأسیس دانشکده مطالعات جهان را کمک به شناخت بهتر سایر کشورها و رفع پندارهای غلط عنوان کرد.

رئیس دانشکده مطالعات جهان از توانایی‌های بالقوه چین و اهمیت مطالعات چین سخن گفت. چین دومین قدرت اقتصادی در دنیاست و بازار مبادلات چین را باید بازار نخست در جهان دانست. همچنین، اهمیت چین را در پهنه (صرف‌نظر از دریا، نخستین کشور به‌لحاظ دامنه گسترده خشکی و چهارمین کشور به‌لحاظ خشکی و دریاها پس از آمریکا، روسیه و کاناداست) و زبان آن (با ۱ میلیارد و ۷۰۰ میلیون گویشور چینی‌زبان، پرجمعیت‌ترین زبان جهان) یاد کرد. چین، به‌خصوص پس از ۱۹۷۹ تولدی تازه یافت و درهای خود را رو به جهان گشود و سیاست‌های جدیدی اخذ کرد و از تکرار تجربه دوران مائو اجتناب ورزید؛ دورانی که به کشتار ۵/۱ میلیون چینی بر پایه تسویه‌های ایدئولوژیکی انجامید. چین جدید گسترش طبقه متوسط را دنبال کرد، به‌طوری که این جمعیت به ۳۰۰ میلیون نفر رسید و ۴۰۰ میلیون نفر از خط فقر جداشدند که دستاورد مهمی است. چین امروز، یکی از بزرگ‌ترین کشورهای جهان به‌لحاظ حضور میلیاردهاست که نشان از چالش جدی برای فاصله دهک‌های اقتصادی تلقی می‌شود؛ البته، ظرفیتی برای توسعه اقتصادی کشور نیز به‌حساب می‌آید.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی مهم‌ترین جنبه اهمیت چین را به‌لحاظ اندیشه انسان‌ها و سرمایه انسانی آن دانست که سخت‌کاری و پرکاری در آن بخشی از فرهنگ و غنی‌ترین سرمایه جهانی است، به‌طوری که چنانچه هر کشوری منابع کافی از آن دارا باشد، صاحب همه چیز است و چنانچه فاقد آن باشد، گویی صاحب هیچ چیز نیست.

جنبه مهم دیگر در نگاه به چین، رویکرد آن به جهانی‌شدن است و افزود: «در سخن از جهانی‌شدن، شاید نخستین کشوری که به ذهن ما خطور کند آمریکا باشد. ولی این واقعیت ندارد. جهانی‌شدن محصول انتقال از محدودبودن به یک موضع، به مواضع جهانی و با نگاه ارتباطی جهانی‌شدن در دوره جدید محصول ظهور صنعت هم‌زمان ارتباطات است که موجب فرامحلی‌شدن همه پدیده‌ها شده است. لذا، جهانی‌سازی خاص آمریکا نیست و سایر کشورها نیز می‌توانند جهانی باشند، از جمله چین جهانی، ایران جهانی، ژاپن جهانی و هند جهانی. بنابراین، جهانی‌شدن‌های دیگری نیز وجود دارند و خاص آمریکا نیست.»

چین امروز در پهنه جغرافیا پهن شده و از آفریقا تا آسیا و جاده ابریشم گسترش یافته است. سرمایه‌گذاری ۲۰۰ میلیارد دلاری برای استقرار و بازسازی و توسعه جاده ابریشم در نظر گرفته شده است. این توسعه اهمیت بسیاری دارد؛ در عین حال، منطق مدیریتی جدیدی در جهان می‌طلبد.
به باور این استاد علوم ارتباطات، ملت‌های جهان امروز دیگر ملت‌های قبل نیستند، هوشیارتر شده‌اند و جامعه هنجاری، مخاطبی و توده‌وار گذشته تغییر کرده است و در حال تبدیل‌شدن به جهانی است که فرد تبدیل به کاربر و کنشگر فعال است و فرد در آن قدرت‌مند شده است. این امر همه کشورها را با چالش جدیدی مواجه کرده است. قدرت‌مندشدن فرد و توانایی و آگاهی فرد سبب اقدامات تأثیرگذار فرد در منطقه می‌شود، لذا ادامه سیاست‌های پیشین، کشورها را دچار مشکل خواهد کرد و باید به‌دنبال مدل جدیدی از جهان‌شدن بود.

به باور این استاد علوم اجتماعی، در سخن از جهانی‌‌شدن باید به این مهم توجه داشت که آیا جهانی‌شدن را با نگاه به گذشته دنبال می‌کنیم یا با رویکردی جدید بدان می‌نگریم. در نگاه گذشته، جهانی‌سازی محصول قدرت‌های بزرگ و تحت سیطره سلطه‌گران و دیگری‌سازی جهان بود که پاسخ آن فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و افول سیاسی آمریکا در جهان بوده است. امروز، رئیس‌جمهور آمریکا به هر نقطه از جهان، حتی اروپا که می‌رود با اعتراضات عمومی گسترده مواجه می‌شود. همچنین افزود: «قاعده‌ای در مناسبات اجتماعی بیانگر آن است که به هر میزان که قدرت‌ها قدرت‌مندتر می‌شوند، به همان میزان نیز آسیب‌پذیر می‌شوند، به‌خصوص در جوامع جدید قدرت‌های بزرگ در معرض آسیب‌های بزرگ‌تری قرار دارند.»

به باور وی به‌رسمیت‌شناختن (recognition) بنیان ارتباط با دیگری است، حتی در سطح خانواده، ارتباطات ملی، منطقه‌ای و جهانی. وی نشانه اقتدار سالم در جوامع را به‌رسمیت‌شناختن اقلیت‌های قومی و دینی دانست و افزود: «در رویکرد جدید باید به دنبال الگویی باشیم که فضا، مکان و صدای مناسب را برای همگان فراهم کنیم، آن هم نه برای همه کشورهای جهان، بلکه برای تک‌تک افراد جهان.» در همین راستا جایگاه مسلمانان چین بسیار اهمیت دارد. باید توجه داشت که مسلمانان سابقه دیرینه‌ای در چین دارند و منطقه مسلمان‌نشین چین، منطقه ثروت‌مندی به‌لحاظ منابع نفتی است (نزدیک به ۸۰ درصد کل منابع نفتی چین). نوع تعامل دولت چین با مسلمانان معیار خوبی برای توانایی مدیریت چندفرهنگی در چین جدید است.

دکتر عاملی، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، این نوع جهانی‌شدن را حلقه مفقود جهانی‌شدن دانست و افزود: «باید چین و سایر کشورها و ملت‌هایی که به‌دنبال جهانی‌شدن‌اند، تواضع در رفتار با دیگران و پرهیز از سلطه‌گری را پایه کار قرار دهند و الا بازخوردهای جهان جدید بسیار هوشمندتر و شدیدتر نسبت به نظام‌های سلطه‌گر خواهد بود. اگر تنها صحبت از سلطه کنیم، ارزشی به ارزش‌های انسانی نیفزوده‌ایم. بنابراین، باید به‌دنبال الگوی جدیدی از جهانی‌شدن باشیم که بر پایه همکاری و احترام‌ متقابل میان کشورهای جهان استوار باشد.»

دکتر عاملی رابطه میان ایران و چین را رابطه‌ای کهن دانست که به ۱۱۵ سال پیش از میلاد مسیح بازمی‌گردد که نخستین سفیر چین در دوران اشکانیان برای تجارت رمه‌ها و گله‌های اسب و بعدها ابریشم به ایران گسیل شد و جاده ابریشم شکل گرفت. در دوران پهلوی این رابطه تابع رابطه ایران و آمریکا بود و از ۱۹۴۹ تا ۱۹۷۱ با قطع رابطه ایران و چین مواجه بودیم و در این دوره با تایوان تبادل سفیر داشتیم. دکتر عاملی قوی‌ترین دوره روابط ایران و چین را در دوران جمهوری اسلامی دانست که حجم صادرات و واردات با ظرفیت صد میلیارد دلاری طراحی شده است و تا سقف ۳۰ میلیارد دلار به فعلیت درآمده است. مهم این است که چین در تراز تجاری ایران بین ۲۰ تا ۲۵ درصد واردات و صادرات را به‌خود اختصاص داده است.

دکتر عاملی در جمع‌بندی سخنرانی خود افزود: «روابط خوب ایران و چین و رویکرد مشترک در روابط بین‌المللی (هم ایران مخالف نظام سلطه در منطقه است و هم چین) شکل‌دهنده روابط سیاسی مناسب‌تری است.» دکتر عاملی ابراز امیدواری کرد همراه با این کنفرانس بتوان با همکاری متفکران چینی و دولت چین اتاق فکر چین‌شناسی و رشته مطالعات چین در این دانشکده دایر کرد. وی نیاز آینده را روابط دوتایی و چندتایی و همکاری‌های چندکشوری و منطقه‌ای دانست که با ایجاد ظرفیت‌هایی مثل رشته‌های چین‌هندشناسی، چین‌ژاپن‌شناسی دست‌یافتنی خواهد بود.

دکتر بهزاد شاهنده، دومین سخنران مراسم افتتاحیه کنفرانس بین‌المللی مطالعات چین، ضمن معرفی سوابق علمی و تجربی خود درباره چین، از عدم‌آشنایی فارسی‌زبانان با آواشناسی زبان چینی و ثبت ناصحیح اسامی چینی در فارسی ابراز تأسف کرد.

دکتر شاهنده تمدن چینی را تمدنی کهن خواند. روابط ایران و چین نیز تاریخچه‌ای کهن دارد که در چهل سال اخیر بیشترین روابط را داشته‌اند. به باور این استاد مطالعات چین، چین تنها یک کشور نیست بلکه خاورمیانه کبیر و دومین قدرت اقتصادی دنیا و نخستین کشور توسعه‌یافته آسیایی و غیرغربی است. تولید ناخالص ملی این کشور به ۲۳ میلیارد دلار بالغ می‌شود. در جهان امروز، بدون مشارکت چین، هیچ اتفاق مهمی در جهان، چه به‌لحاظ اقتصادی و چه سیاسی تحقق‌پذیر نخواهد بود. این در حالی است که تا چهل سال قبل این کشور در جهان جایگاهی نداشت.

دکتر شاهنده روابط چین و آمریکا را روابطی دانست که منقطع نخواهد شد، زیرا چین برای توسعه هر چه بیشتر خود و دستیابی به سوپرقدرت اقتصادی دنیا به فناوری‌های آمریکایی نیاز دارد. امروز، یک‌سوم دانشجویان شاغل به تحصیل در آمریکا را چینی‌ها تشکیل می‌دهند که غالب این افراد به کشور خود بازمی‌گردند. چین برای دستیابی به جایگاه امروزی خود از کمک‌های آمریکا بهره بسیار برده است. از سال ۱۹۷۹، آمریکا به چین کمک کرد به بازارهای جهانی دست‌یابد. امروز، دولت‌های آمریکا، چه جمهوری‌خواهان و چه دموکرات‌ها، افسوس فرصت‌هایی را می‌خوردند که در اختیار چینی‌ها قرار دادند و ناگزیر به رقابت با چین شده‌اند. نخست، به‌نظر می‌رسید دو کشور در حال همکاری با یکدیگرند، ولی در ادامه این همکاری به رقابت انجامید. به باور دکتر شاهنده، صرف‌نظر از اینکه رئیس‌جمهور آینده آمریکا چه کسی باشد، روابط چین و آمریکا به شکل فعلی خود ادامه خواهد یافت، چنانچه در زمان اوباما نیز چنین بود. آمریکاییان از محصولات محلی چینی استفاده می‌کنند. اقتصاد آمریکا مستقل از چین عمل می‌کند و این چینی‌های مقیم آمریکایند که صادرات به چین و واردات محصولات محلی خود را به آمریکا بر عهده گرفته‌اند. هر زمان که کشوری بر کشور دیگر غلبه یابد، پرهیز از جریانات نقدی اجتناب‌ناپذیر خواهد شد. یکی از این جنبه‌های غلبه در سال‌های اخیر نیاز آمریکا به سویا بود که از طریق چین تأمین شد و گروه کثیری از آمریکاییان شغل خود را از دست دادند. چین امروز از طریق یک‌کمربند یک جاده به موفقیت‌های روزافزونی دست‌یافته است. این مهم با گام‌های چین در مسیری محقق شد که شاید چندان مورد علاقه چینی‌ها نبود ولی بر پایه منافع خود حرکت کردند. باوری قالب در جهان بر این پایه استوار است که در جنگ اقتصادی فعلی، آمریکا قادر به شکست چین خواهد بود، ولی در جنگ نرم‌افزاری و هوش مصنوعی برد با چین است.

دبیر علمی کنفرانس مطالعات چین، افزود در سال ۱۹۷۸ تنها ۱۰ دانشجوی ایرانی در چین مشغول به تحصیل بودند و این رقم امروز به ۱۶۰۰ نفر رسیده است. این تبادل دانشجو میان دو کشور به گسترش هر چه بیشتر شناخت و روابط کمک مؤثری خواهد کرد.

دکتر شاهنده در خاتمه نشست بر لزوم تسلط دانشجویان به زبان انگلیسی برای بهره‌مندی از منابع دست اول تأکید کرد و افزود ۹۰ درصد منابع علمی دنیا به زبان انگلیسی است. همچنین، ابراز امیدواری کرد که رشته مطالعات چین هر چه سریع‌تر در دانشکده مطالعات جهان دایر شود که گام بزرگی در راه درک چین خواهد بود.

دکتر ژیاگو ریشتر، سخنران سوم مراسم افتتاحیه کنفرانس بین‌المللی مطالعات چین، ضمن تقدیر از برگزارکنندگان این کنفرانس و تبریک به دانشکده مطالعات جهان و دانشگاه تهران، بر لزوم شناخت کشورها برای رفع خطاهای پنداری از یکدیگر و نقش مطالعات چین در برقراری تبادلات تأکید کرد. نکته اول سخنان وی تبادل ارتباطات از طریق مطالعات نشانه‌‌شناسی (Semiology) بود. به شیوه سنتی شناخت یک کشور از طریق یادگیری زبان، مطالعه متون زبان‌شناختی و فلسفی محقق می‌شود ولی در نشانه‌شناسی، شناخت جامعه، سیاست، اقتصاد و نظایر آن دنبال می‌گردد.
در اروپا، مطالعات چین را نخست مبلغان مذهبی دنبال می‌کردند. پس از آن، با استفاده از علم نشانه‌شناسی و به روش آکادمیک در آغاز قرن نوزدهم و در فرانسه آغاز شد و در دانشگاه‌های فرانسه رشته آن تأسیس گردید. به‌دنبال آن روسیه، هلند، بریتانیا و آلمان نیز این رشته را در دانشگاه‌های خود دایر کردند. این رشته، در قرن بیستم دانشکده‌ای مجزا در آلمان شد.
مطالعات چین در دهه پنجاه در آمریکا نیز آغاز شد و حوزه‌های مختلفی در آن بررسی می‌شود، به‌خصوص چین معاصر. در دهه شصت برخی دانشگاه‌ها آلمان به مطالعه تاریخ کهن چین پرداختند.
نکته دوم سخنان این استاد علم نشانه‌شناسی درباره برقراری ارتباطات، رشد میان‌رشته‌های بود. برای مثال، در مطالعات چین، لزوم آشنایی با تاریخ و فلسفه ضرورت دارد. در اینجا روش‌شناسی مطالعات چین مطرح می‌شود. اگر قرار بر بررسی سیاست چین باشد، می‌توان روال معمول مطالعات سیاسی را دنبال کرد. این در حالی که چین فرهنگ خاص خود و شرایط آب‌وهوایی خاص خود را دارد. اینجاست که برای مطالعه چین، ضرورت میان‌رشته‌ها مطرح می‌شود.
نکته سوم دکتر ریشتر به مطالعه چین در داخل و خارج از چین اختصاص داشت و به پارادایم‌های آن اشاره کرد. نخست باید به تاریخ چین اشاره کرد. بررسی تاریخ چین از نگاه خارج از چین معرف تاریخ چین نخواهد نبود. پارادایم دوم تاریخ چین در جهان است. دنبال‌کردن وقایع تاریخی چین از داخل چین، معرف تاریخ چین نخواهد بود. پارادایم سوم، تاریخ جهان در چین است؛ روندی که تغییرات جهانی بر چین داشته است.
نکته چهارم سخنرانی دکتر ریشتر نیروهای اقتصادی غالب بود.

دکتر محمد نقی‌زاده، چهارمین سخنران مراسم افتتاحیه کنفرانس بین‌المللی مطالعات چین، به مقایسه ضمنی ژاپن، چین و ایران پرداخت. وی ضمن انتقاد از اینکه در ایران در مطالعات کشورشناسی به مسائل روز و اعداد و ارقام روز و نظریه‌ها نگاه می‌شود، اصل کار را بر اساس علل و روند دانست که اعداد و ارقام نتیجه آن است. به گفته دکتر نقی‌زاده، مبانی فکری و فلسفی توسعه کشورهاست که اهمیت دارد و افزود: «در ایران به‌جای دنبال‌کردن الگوی کشورهایی مثل ژاپن، چین، هند یا اندونزی، باید مبانی فکری-فلسفی توسعه این کشورها را جستجو کرد و به‌جای مباحث نظری، فکر را به نسل بعد انتقال داد.»

این استاد ژاپن‌شناس، دهه ۱۹۷۰ را پرتنش‌ترین و پراتفاق‌ترین دهه در قرن نوزدهم و بیستم در جهان خواند که برای مطالعه تحولات کشورها، دهه‌ای بسیار مهمی است. در این دهه چین مناسبات خود را با آمریکا تقویت کرد. به‌دنبال آن ژاپن نیز خود را به آمریکا نزدیک کرد. چین همچنان خود را کشوری در حال توسعه می‌داند، نه توسعه‌یافته. با این عنوان همچنان به‌دنبال دریافت حمایت‌های آمریکاست و تقویت نیروهای متخصص خود بوده و هست، نه دریافت کمک مالی از این کشور.

دکتر نقی‌زاده در ادامه سخنان خود به شباهت‌های چین و ژاپن در جریان توسعه خود اشاره کرد. نخست آنکه آنچه اهمیت دارد مبانی فکری و نگرش است، نه نظریه. ژاپن در ۱۵ سال و چین در ۴۰ سال این روند را طی کردند و به موفقیت امروز خود دست‌یافتند. به باور دکتر نقی‌زاده، هوآ را باید معمار چین امروز خواند که در زمان پهلوی نیز به ایران نیز سفر کرده بود.

شباهت دوم در این است که هردو سرمایه اولیه را از بخش کشاورزی گرفتند. در بحث تأمین سرمایه اولیه، ژاپنی‌ها از سرمایه‌های خارجی ترس داشتند و از پس‌انداز ملی استفاده کردند. ۸۰ درصد سرمایه‌های اولیه توسعه چین از طریق چینی‌های ساکن در خارج از چین تأمین شده است. آخرین جنبه بررسی دکتر نقی‌زاده، قطع رابطه طلا با دلار و جداشدن از خام‌فروشی و صادرات مواد خام بود. به باور وی همچنان قدرت در علوم پایه در دست آمریکاست، زیرا علوم پایه هزینه‌بر است در حالی که فناوری درآمدزاست.

دکتر نقی‌زاده ابراز امیدواری کرد با پیگیری دکتر عاملی و تکیه‌گاه علمی دکتر شاهنده، به‌زودی رشته مطالعات چین در دانشکده مطالعات جهان دایر شود.
 

دکتر ارسلان قربانی شیخ‌نشین، پنجمین و آخرین سخنران مراسم افتتاحیه کنفرانس بین‌المللی مطالعات چین، قدرت‌گرفتن چین بعد از ۲۰۱۲، فصل جدیدی از سیاست خارجی و سیاست جهان را رقم زد و سبب شد که مفهوم قدرت به سمت مدل جدیدی پیش‌رود. سیاست چین به سمت نفوذ بیشتر در خلیج فارس و برقراری صلح بود. وی دو جنبه مهم سیاست خارجی و سیاست جهانی را مطرح و چین را با آن مقایسه کرد.

به باور دکتر قربانی، علی‌رغم تنش‌ها در منطقه و ظهور داعش و جنبش‌های افراطی‌گری، مفهوم قدرت در جهان تغییر یافته و الگوی قدرت مکانیکی کوانتومی ظهور یافته است؛ بدن معنا که تنش‌های بسیاری میان کنشگران اصلی درگرفته است که قابل‌اغماض نیست. وی به نقش شبکه‌های اجتماعی و سیاست شبکه‌ای اشاره کرد که نقش بسیار مهمی در سیاست جهانی یافته است. همچنین، به نقش کشورهای عربی در منطقه اشاره کرد که مفاهیم سنتی نظامیگری و عوامل ملی قدرت را دنبال می‌کنند و افزود: «چین از چارچوب رویکردهای صلح و توسعه جهانی فراتر رفته و به‌دنبال تطابق با الگوی قدرت مکانیک کوانتومی در سیاست جهانی امروز است.»

به گفته دکتر قربانی، درست است که چین به‌دنبال صلح و توسعه ملی و بین‌المللی پیش خواهد رفت، اما در سیاست‌ها و اصول سیاست خارجی خود تغییراتی خواهد داد. نخست نقش ملی خود را تقویت خواهد کرد. دوم، تعهدات متقابل خود را برای پایداری صلح دو چندان خواهد کرد. به‌لحاظ نظری و عملی، سیاست خارجه چین به سمت تعامل و همکاری‌های بیشتر با جهان پیش خواهد رفت. سوم، چین به‌دنبال جهانی‌سازی اقتصاد خواهد رفت و نه جهانی‌شدن. تأکید چین بر جهانی‌سازی است و توسعه چین تهدیدی برای جهان نخواهد بود و الگوهای جدید اقتصادی حاصل خواهد کرد و بر سخنان دکتر عاملی در افتتاحیه صحه گذارد. چین در دیپلماسی خود رویکرد حفظ قدرت را رها نخواهد کرد و دیپلماسی دولتی، غیردولتی و گروهی را پی خواهد گرفت.

دکتر قربانی در ادامه سخنرانی خود به نحوه دستیابی چین به سیاست‌های برقراری صلح و توسعه جهانی اشاره داشت. ابتکار چین در حفظ روابط با قدرت‌های جهانی، به‌خصوص آمریکا، خواهد بود، اما در چارچوب اصول زیر: نخست سیاست تعاملات خارجی، دوم حفظ احترام متقابل و گفتگوی مشترک بر سر آینده. چین مناسبات خود را با کشورهای همسایه، از جمله کشورهای جنوب آسیا، حفظ خواهد کرد.

این روند رژیم بین‌المللی جدیدی را در جهان رقم خواهد زد، به‌خصوص در مرکز آسیا، خاورمیانه و جاده جدید ابریشم و یک کمربند و یک جاده که بر گسترش و تقویت مناسبات اقتصادی میان بیش از ۶ کشور منطقه استوار خواهد بود. توسعه بانک جهانی آسیا در ۲۰۱۶ روند جدیدی را در اقتصاد جهانی رقم زد.

به باور این استاد، چین به قدرت نرم خود در حفظ انرژی و امنیت در خاورمیانه ادامه خواهد داد. چین صورت جدیدی از قدرت را در جهان سیاست به‌وجود خواهد آورد. در این مسیر با چالش‌هایی نیز مواجه خواهد بود، از جمله سیاست‌های آمریکا در قبال خاورمیانه، به‌خصوص در دوران ترامپ که سیاست محدودکردن چین در خاورمیانه را در دستور کار خود دارد. چین همچنین، باید میان مفهوم جدید و سنتی قدرت، تعادل برقرار سازد.

نشست‌های تخصصی نخستین کنفرانس مطالعات چین از بعدازظهر شنبه ۱۸ خرداد تا یک‌شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۸ در ۱۰ نشست به‌صورت دو نشست موازی به شرح زیر برگزار شد:

نشست 1:تالار حنانه (13:30 تا 15)
سخنران و رئیس نشست: دکتر بهزاد شاهنده

عنوان مقاله: China’s Belt and Road Initiative (BRI) – An Opportunity in a Win-Win Endeavor

سخنران: دکتر ژیاگو ریشتر

عنوان مقاله: Chinese Strategies for Solving Border Disputes

سخنران: روئی لی

عنوان مقاله: China and Iran’s Common Interests and Common Aversions

سخنران: دکتر بهاره سازمند

عنوان مقاله: سه‌ضلعی کانون‌های تفکر، دیپلماسی علم و هوش مصنوعی: پیشران قدرت‌یابی چین در نظام جهانی

نشست 2: تالار ایران (13:30 تا 15)

سخنران و رئیس نشست: دکتر جواد شعرباف

عنوان مقاله: راه ابریشم سیاسی؛ دکترین چندوجهی چین در خاورمیانه با تکیه بر اسرائیل

سخنران: دکتر محمدرضا دهشیری

عنوان مقاله: ابتکار یک کمربند یک جاده در منطقه‌گرایی چین

سخنران: جواد صالحی

عنوان مقاله: چین و رهبری منطقه‌ای در خاورمیانه

سخنران: دکتر ارسلان قربانی شیخ‌نشین و بهمن وکیلی

عنوان مقاله: بریکس: بستری برای مشروعیت‌بخشی به اقدامات چین در تضمین امنیت انرژی منطقه خلیج فارس

 



 


 

دفعات مشاهده: 182 بار   |   دفعات چاپ: 36 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

نشست «انتخابات پارلمان اروپا ۲۰۱۹؛ نتایج و پیامدها» برگزار شد

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۳/۱۲ | 

نشست تخصصی «انتخابات پارلمان اروپا ۲۰۱۹؛ نتایج و پیامدها» در روز سه‌شنبه ۷ خرداد ۱۳۹۸ در تالار حنانه دانشکده مطالعات جهان برگزار شد.

این نشست به همت مؤسسه مطالعات آمریکای شمالی و اروپا و همکاری گروه مطالعات اروپای دانشکده مطالعات جهان و مشارکت انجمن ایرانی مطالعات جهان، با هدف بررسی نتایج و پیامدهای انتخابات اخیر پارلمان اروپا در اروپا، آمریکا، خاورمیانه و ایران برگزار شد. اداره این نشست را دکتر هادی دولت‌آبادی، استادیار گروه مطالعات فرانسه دانشکده مطالعات جهان بر عهده داشت.

سخنرانان این نشست عبارت بودند از دکتر عباس احمدآخوندی، استادیار گروه بریتانیای دانشکده مطالعات جهان، دکتر ابراهیم متقی، استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، دکتر محمدرضا دهشیری، عضو هیئت علمی دانشکده روابط بین‌الملل و عضو وابسته دانشکده مطالعات جهان، دکتر مجید وحید، استادیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی و رئیس مرکز مطالعات سیاستگذاری عمومی دانشگاه تهران.
دکتر دولت‌آبادی، پس از نمایش کلیپی در خصوص معرفی پارلمان اروپا و درصد آرای هر کشور اروپایی در آن و نمایش میزان مشارکت و نتایج انتخابات اخیر در ۲۰۱۹، این انتخابات را از جنبه‌های مختلف متنوع و منحصربه‌فرد خواند، از جمله تاریخ برگزاری آن؛ امکان رأی‌گیری به‌صورت سیستم باز، بسته و قابل‌انتقال؛ و ویژگی‌های سنی و متنوع رأی‌دهندگان. وی از جمله نتایج این انتخابات را چنین برشمرد و پس از آن نشست را به سخنرانان واگذار کرد: بیشترین میزان رأی به حزب خروج از اتحادیه اروپا (برکزیت) تعلق داشت، آن هم درست پس از استعفای ترزا می از نخست‌وزیری انگلستان، افزایش راست افراطی، و دوئل مجدد امانوئل مکرون و مارین لوپن در فرانسه با رویکرد تأکید بر مسائل ملی فرانسه.

دکتر آخوندی، نخستین سخنران نشست تخصصی «انتخابات پارلمان اروپا ۲۰۱۹؛ نتایج و پیامدها»، در پنج محور به تحلیل این انتخابات پرداخت. وی در بخش نخست به بررسی رویکرد همواره دوگانه انگلستان با اتحادیه اروپا پرداخت که معروف‌ترین آن سخنرانی چرچیل در ۱۹ سپتامبر ۱۹۴۶ در زوریخ بود که برای نخستین‌بار «ایالات متحده اروپا» و تشکیل بازار مشترک اروپایی را مطرح کرد. وی به جمله بسیار مشهور چرچیل در این باره اشاره کرد: «ما با اروپا هستیم ولی جزئی از آن نیستیم.» انتخابات اخیر نیز تحت تأثیر خروج انگلستان از اتحادیه اروپا و در سایه استعفای می تحقق یافته است. وی سیاست انگلستان در اتحادیه را کنترل روسیه و در همکاری با آمریکا خواند و بر نقش مهم انگلستان در اروپا در مراودات با آمریکا تأکید کرد. انگلستان در سیاست اخیر خود مبنی بر خروج از اتحادیه، حس مستثنی‌بودن انگلستان به‌عنوان بازیگری جهانی نه صرفاً اروپایی، قدرت‌بخشیدن به نقش انگلستان در مقابل فرانسه و آلمان، و نقش کمرنگ اتحادیه اروپا در حفظ امنیت انگلستان را دنبال می‌کند. وی رویکرد بازگشت به شرایط جهانی پس از جنگ جهانی دوم را رویکرد غالب سیاست انگلستان دانست که وقایع در حال وقوع نشان از ارزیابی نادرست انگلستان از شرایط موجود دارد. دکتر آخوندی از جمله علل آن را ظهور چین و استحکام اتحادیه اروپا خواند. اروپاییان مستقل از ناتو، به‌دنبال سیستم دفاعی برای خود هستند ولی انگلستان سعی در جلوگیری از وقوع آن و حفظ ناتو دارد. دکتر آخوندی افزود: «نتایج این انتخابات نشان از تغییر دنیا دارد و برای خروج از اتحادیه قید و شرط‌هایی مطرح است و لذا خروج انگلستان از اتحادیه به این سادگی‌ها نخواهد بود.» وی وضعیت را همچنان نامشخص و با عدم‌قطعیت ارزیابی کرد که نیروهای رقیب و عمدتاً روسیه، سود خواهند بود.

دکتر آخوندی همچنین به مسائل آمریکا و ظهور پدیده‌ای به نام ترامپ و عدم قطعیتی اشاره کرد که در جهان در ارتباط با چین، روسیه، اتحادیه اروپا و خاورمیانه شکل داده است. وی وضعیت فعلی آمریکا را بازگشت به دوران میان جنگ جهانی اول و دوم خواند، از جمله اتحاد نیروهای بازار و نیروهای نظامی بر مبنای فروش اسلحه، عدم‌تعهد به کنوانسیون‌ها، جمع‌آوری ثروت از جهان بدون تولید ثروت جدید، بالابردن دیوار تعرفه بازرگانی (۹۰۰ میلیارد دلار نرخ تعرفه با چین و انگلستان و تجارت آلومینیم و فولاد با اروپا)، تشویق انگلستان برای خروج از اتحادیه اروپا (اتحادیه اروپا برای ترامپ رقیب تجاری است نه متحد استراتژیک)، و تضعیف ناتو در برابر سیاست چین در تقویت ناتو. وی این رویکرد و سیاست‌های آمریکا و تقویت نیروهای افراط‌گر را در نتایج انتخابات پارلمان مهم خواند.

دکتر آخوندی رفتار روسیه را با توجه به تحکیم سیاسی آن، بسیار در خور توجه، پیچیده و مهم خواند که تا کنون برنده اصلی تمامی اتفاقات در این کوتاه‌مدت بوده است. وی ناتو، خروج انگلستان از اتحادیه اروپا و تضعیف این اتحادیه و حمایت از کشورهای بالتیک را به نفع روسیه ارزیابی نکرد. روسیه با نوع مداخله خود در انتخابات آمریکا و نوع مراودات خود با ترامپ، شکست اجماع در آمریکا و برقراری جریان‌های افراطی را در آمریکا و اروپا و در منطقه دنبال کرد. همچنین، با ارتباطات پشت پرده خود با آمریکا، اسرائیل، اروپا و چین به عنصری بدل شده است که همه‌جا حاضر ولی در ظاهر غایب است و افزود: «ظاهراً اکنون روسیه است که در جایگاه چرچیل نشسته و با کارت‌های دیگران از جمله آمریکا، اسرائیل، کشورهای عربی، چین و همه هم‌زمان بازی می‌کند.»

درک سیاست احزاب نوظهور و خواست رأی‌دهندگان دیگر بخش سخنان این استاد گروه مطالعات اروپا بود. وی نتایج انتخابات را نشانه‌ای از بروز تحولی دانست که افراط‌گرایان- راست و ملی‌گرایان و سبزها- را تقویت کرده است، گرچه میانه‌روها همچنان اکثریت را دارایند. وی از جمله کشورهای مهم در این انتخابات را انگلستان، فرانسه و آلمان خواند که انگلستان با پیشتازی حزب موافق با خروج از اتحادیه ولی بدون اکثریت همچنان در نوعی سردرگمی است؛ در فرانسه راست‌افراطی از مکرون پیشی‌گرفته است؛ و حزب ملی‌گرای آلمان جلوست، اما حزب مرکل همچنان اکثریت را دارد. در ایتالیا حزب دست راستی با ۳۰ درصد آرا و ۱۹ کرسی و در هلند حزب چپ از دیگر کشورهای مهم در اتحادیه اروپاست. به بیان این استاد مطالعات اروپا، گرچه گروه‌های افراطی توانسته‌اند ظهور و بروز خوبی در این انتخابات داشته باشند، اتحادیه اروپا همچنان توانسته قدرت و جایگاه خود را حفظ کند. با این حال احتمال تحولات و وقوع مسائل پیش‌بینی‌نشده‌ بر قوت خود باقی است.

دکتر آخوندی، در نهایت به تأثیر این انتخابات بر امنیت ایران پرداخت. وی شعارهای افراط‌گرایان را به نفع آمریکا، اسرائیل، مهاجرت و ملی‌گرایی خواند که با منافع ملی ایران در مغایرت جدی است. لذا، رشد افراطی‌گری را به ضرر ایران دانست و راهبرد ملی ایران را هوشیاری در این باره خواند و افزود: « شکستن اتحادیه اروپا خبر خرسندکننده‌ای برای منافع ملی ایران نیست. ما باید طرفدار آرامش باشیم و خودمان هم نباید برنامه‌های افراطی‌گری داشته باشیم. باید به‌دنبال حفظ برجام و دفاع از برجام باشیم. منافع ملی ایران در گرو جهانی آرام است نه متشنج.»

دکتر متقی‌، دومین سخنران نشست تخصصی «انتخابات پارلمان اروپا ۲۰۱۹؛ نتایج و پیامدها»، با نگاهی متفاوت از دیگر سخنرانان، سعی در بررسی هویت در اتحادیه اروپا و نقش مهم‌تر دولت‌ها در برابر اتحادیه کرد. به باور وی در رویکرد رئالسیتی آنچه اصالت دارد و می‌تواند نیرویی تأثیرگذار و عامل شکل‌دهنده جنگ و صلح و همکاری‌ها باشد دولت‌هایند تا اتحادیه‌های کم‌خاصیتی مانند اتحادیه اروپا. وی اتحادیه اروپا را بخش فانتزی سنت‌های اروپایی دانست. پس از کنفرانس وین، مترنیخ تلاش کرد نوعی یکپارچگی را در اروپا دنبال کند که به‌شکل‌گیری اتحادیه مقدس در سال ۱۸۱۹ انجامید. این نگاه با نگاه انگلیس در تعارض است که همواره خواستار نقش متوازن‌کننده بوده است. گرایش به اتحادیه‌ها عموماً خواست مجامعی است که به‌دنبال حفظ شرایط موجودند، این در حالی است که وضعیت کشورها و مجامع جهانی و حتی نظام بین‌الملل نشان از شکل‌گیری نوعی تحول و تغییر دارد. وی افزود: «ما در نگرش هنجاری به تحولات جهانی ضعف داشته‌ایم. این سنت در قرن ۱۹ نیز وجود داشت، اما نتوانست مانع جنگ کشورهای اروپایی شود.» وی به‌عنوان شاهد مثال به بحران و انقلاب‌های اروپایی در ۱۸۴۸ اشاره کرد که سنت‌های مترنیخی را برهم زد. موازنه قدرت در اروپا و نظام بین‌الملل در دو دوره دیده شد: در سال ۱۶۴۸ تا ۱۷۸۲ و در سال ۱۸۱۵ تا ۱۹۱۴٫ لذا، فرانسه توانست از ۱۸۴۸ تا دهه ۱۸۶۰ نقش مهمی ایفا کند. پس از بیسمارک توانست سنت موازنه قدرت را در اروپا تثبیت کند، گرچه برای فرانسوی‌ها خوشایند نبود و انگلیسی‌ها نیز با آن هماهنگ نبودند.

دکتر متقی افزود در دوران پس از جنگ سرد و در ساختار دوقطبی، نوعی عقلانیت راهبردی میان بازیگران حاکم بود و قادر به مدیریت بحران بودند. پس از فروپاشی ساختار دوقطبی، در خاورمیانه، در درون روسیه و اقمار آن و در اروپا و آمریکا سنت‌های گذشته با نوعی گریز از مرکز هویتی همراه شد.

آمریکاییان در اروپا، بعد از جنگ جهانی دوم، به‌دنبال یکپارچگی اروپا بودند و در این دوران ساختاری، فضا برای بازتولید اتحادیه اروپا با توجه به نظریه کارکردگرایی و یافتن منافع و نقاط مشترک دنبال شد. به‌همین دلیل نیز ترکیه با تمامی تلاش‌های خود هنوز در اتحادیه اروپا پذیرفته نشده است. به باور این استاد روابط بین‌الملل، با وجود تمامی این اتفاقات، هویت مشترک اروپایی هنوز شکل نگرفته است و شکل نیز نخواهد گرفت. اروپا در حال نشان‌دادن واکنش به خود و نظام بین‌الملل و خاورمیانه است. اروپای شرقی احساس نوعی تمایز در اتحادیه دارد و لذا حضور ضعیفی داشته و به‌دنبال اعتلاف در قالب دیگری است.

به گفته وی، اتحادیه اروپا به‌عنوان یک نهاد باقی خواهد ماند، اما آنچه شکل می‌گیرد در دولت‌ها خواهد بود. وی دوگانگی انگلستان و سخنرانی ترزا می و استعفای او که بی‌شباهت با سخنرانی جورج واشنگتن نبود و هر دو به کشور خود ابراز عشق کردند، بیانگر نوعی دوگانگی است میان عشق به کشور و انتظار از بیگانه نزدیک برای حفظ استقلال و امنیت کشور.

دکتر مقتی، در جمع‌بندی سخنان خود به چند نکته اشاره داشت. نخست آنکه سنت‌های اروپایی موازنه قدرت، ایدئالیستی و کارکردگرایی است که در چارچوب اتحادیه اروپا خود را نشان داده است اما ساختار اروپا همچنان دولت‌محور است. دوم آنکه اتحادیه اروپا بر پایه نظریه کارکردگرایی شکل گرفت تا بر منافع مشترک بیندیشد. هزینه این رویکرد برای مثال، برای فرانسه و آلمان مانند ایتالیا و یونان نیست. سوم آنکه تضعیف اتحادیه اروپا به‌معنای تضعیف نظم بین‌الملل نیست. اروپا بر سر دوراهی است؛ اینکه از دولت قوی عبور کند و به منطقه قوی برسد یا آنکه به منطقه قوی بیندیشد اما دولت قوی را حفظ کند. به باور وی این هنجارهای جدید ملی‌گرایی را تقویت کرده است و این فرایند در آمریکا، اروپا و خاورمیانه به‌گونه اجتناب‌ناپذیری با بحران‌های پرشدت همراه خواهد شد: جنگ در خاورمیانه و واگرایی در اروپا.

دکتر دهشیری، سومین سخنران نشست تخصصی «انتخابات پارلمان اروپا ۲۰۱۹؛ نتایج و پیامدها»، نخست به بررسی وضعیت کلی نتایج انتخابات پرداخت. حزب راست میانه از ۲۱۶ کرسی در سال ۲۰۱۴ به ۱۷۹ کرسی در ۲۰۱۹ رسیده است. حزب سوسیال‌دموکرات‌ها ۱۵۲ کرسی در اختیار دارد. لذا، برای نخستین بار راست میانه و چپ میانه کرسی اکثریت را در پارلمان از دست داده‌اند و ضرورتاً باید با حزب سوم یا چهارمی اعتلاف کنند. حزب سوم اتحاد مرکزگرای لیبرال‌ها و دموکرات‌های اروپاست، از جمله حزب ماکرون. رتبه چهارم با حزب سبز است با ۷۰ کرسی. بنابراین، آینده اروپا در گرو اعتلافی است که حزب راست میانه و چپ میانه- هر دو یا یکی- خواهند داشت. ممکن است تقسیم نقش‌ها و مشاغل هم شکل گیرد.

دکتر دهشیری در ادامه سخنان خود، هشت نکته مهم را در این انتخابات برشمرد. نخست آنکه میزان مشارکت عمومی افزایش داشته است و این به‌معنای آن است که اتحادیه اروپا با زندگی شهروندی پیوند خورده است، به‌ویژه مواردی چون مهاجرت، مسائل اقتصادی و امنیتی و اقلیمی، تروریسم و تهدیدهای خارجی، و بحث خروج از اتحادیه اروپا.

دوم آنکه سیستم دو حزبی راست و چپ رو به افول است و اولویت‌های دیگری در اروپا در حال شکل‌گیری است و آینده اروپا از طریق گروه‌های جدیدی رقم خواهد خورد.

سوم، مرکزگرایان در اتحادیه اروپا نقش مهمی خواهند یافت.

چهارم، پوپولیست و گروه‌های پوپولیستی رشد خواهد کرد گرچه به اکثریت نخواهد رسید.

پنجم، زیست‌بوم‌شناسان و محیط‌زیست‌گرایان رشد کرده‌اند. اروپا هنوز مباحث اقلیمی و محیط‌زیستی را باید در دستور کار خود داشته باشد.

ششم، بازار اروپایی پیش‌بینی‌ناپذیر و بازی پیچیده میان احزاب رقم خواهد خورد. به‌دلیل ضعف اقتصادی در اتحادیه اروپا خطرهای ناشی از رکود در جنوب اروپا تهدیدی جدی است. اروپا نتوانسته است خود را در برابر بحران اقتصادی مصون سازد و چشم‌انداز اقتصادی اروپا مبهم خواهد بود.

هفتم، موقعیت لیبرال‌دموکراسی شکننده شده است. شکاف فرایند میان حکومت لیبرال و غیرلیبرال هنجارهای اروپایی را زیر سؤال برده است.

هشتم، آنچه تحت عنوان اروپا با دو سرعت مطرح بود، همچنان مطرح است؛ اروپایی مثل بلژیک و لوکزامبورگ تأکید بر محور همگرایی دارد؛ و اروپایی که شاهد کاهش آرا بوده است، به‌خصوص در اروپای شرقی که به‌دنبال همکاری با آمریکاست تا اروپا.

دکتر دهشیری در جمع‌بندی افزود: «آینده اروپا نه تضاد به اعتقاد لیبرالیست‌ها خواهد بود و نه رویکردی. لذا، آینده اروپا به‌نوعی تضادهمکاری خواهد بود؛ در عین همگرایی، دچار واگرایی است. فرایندهای سیاسی از رفتارها، ساختارها و بازیگران تأثیر می‌پذیرد. اگر روابط بین‌الملل را جمع ساختار، بافتار، کارگزار و فرایند بدانیم، این انتخابات نشان داد که فرایندهای سیاسی می‌تواند بر بافتارها و زمینه‌های اجتماعی و ساختار اروپایی، همچنین روی بازیگران تأثیر بگذارد و آینده اروپا را تحت تأثیر قراردهد. مفاهیمی چون ‘همکاری و انظباط مایه قدرت است’ دیگر معنای قبلی خود را از دست داده است.» به اعتقاد دکتر دهشیری با توجه به تضعیف اتحادیه اروپا و سخن از انحلال و فروپاشی اروپا از درون، رویکرد ایران به‌جای چندجانبه‌گرایی، باید دوجانبه‌گرایی باشد. بر اتحادیه اروپا به‌عنوان بازیگر نهایی و واحدی نباید حساب کرد، در عین آنکه باید به ساختار حقوقی آن توجه داشت.

دکتر وحید، چهارمین سخنران نشست تخصصی «انتخابات پارلمان اروپا ۲۰۱۹؛ نتایج و پیامدها»، نخست به تحلیل اوضاع فرانسه پرداخت. وی حضور ۵۱ درصدی فرانسویان را در این انتخابات جای شگفتی دانست در شرایطی که تا پیش از این فرانسوی‌ها چندان تمایلی به مشارکت در انتخابات از خود نشان نداده بودند. با قدرت‌گرفتن حزب ماری لوپن با کسب آرای ۳/۲۳ درصد، درخواست انحلال پارلمان، تغییر ساختار پارلمان از اکثریت مطلق به اکثریت نسبی، خاتمه‌بخشیدن به وضعیت دوگانگی در فرانسه و تغییر ساختار سیاسی آن، و فعالیت‌های زیست‌بوم‌شناسان و سبزها مطرح شده است. حزب راست و چپ فرانسه در حال نابودی جدی است. فرانسه از دو جهت، یکی مهاجران و دیگری اتحادیه اروپا تحت فشار است. لوپن به خروج از اتحادیه مایل است. به گفته وی از دیگر ویژگی‌های فرانسه در این دوران می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: احزاب سنتی جایگاه جدی در فرانسه ندارد؛ حزب رئیس‌جمهور حزب اول نیست؛ و منظر سیاسی در فرانسه تغییر یافته است.

به باور این استاد علوم سیاسی، در اروپا چیز زیادی تغییر نکرده است و همچنان اکثریت قاطع با اتحادیه اروپاست. به باور وی اتحادیه اروپا همچنان اهمیت خود را حفظ خواهد کرد و قوانین اتحادیه اروپا بر قوانین کشورها مقدم است. در ساختار اتحادیه اروپا پارلمان چندان اهمیتی ندارد. شورای اروپا متشکل از سران دولت‌هاست که اهمیت دارد. به‌همین دلیل نیز کشورهای کوچک اروپایی تمایلی به شرکت در انتخابات نشان نداند، چون حتی با دریافت تمامی کرسی‌ها راه به‌جایی نخواهند برد. رکن دوم اتحادیه، کمیسیون اروپاست. قوانین پارلمان در اصل در کمیسیون‌ تهیه می‌شود. پارلمان نهادی مشورتی است و اهمیت شورا و کمیسیون را ندارد. از همین روست که افراد جدی و مهم کاندیدای پارلمان نمی‌شوند.

این نشست با پرسش حاضران و پاسخ سخنرانان به کار خود خاتمه داد.

آلبوم عکس های این نشست


دفعات مشاهده: 223 بار   |   دفعات چاپ: 43 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

کارگاه روش تحقیق و پروپوزال نویسی برگزار شد

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۳/۸ | 
کارگاه «روش تحقیق و پروپوزال‌نویسی» با تدریس دکتر جواد رکابی‌شعرباف، مدرس روش تحقیق و عضو هیئت علمی دانشکده مطالعات جهان، در دو روز دوشنبه ۲۳ و ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸ در تالار ایران دانشکده برگزار شد.
این کارگاه با هماهنگی انجمن دانشجویی مطالعات اروپا و انجمن ایرانی مطالعات جهان برگزار شد. در این کارگاه دانشجویان تحصیلات تکمیلی با اصول روش تحقیق، نحوه تنظیم پروپوزال و پایان‌نامه/ رساله، و نکات ضروری در جلسه دفاع آشنا شدند.

دفعات مشاهده: 210 بار   |   دفعات چاپ: 32 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

نشست «گونه‌شناسی رسانه‌های مجازی و ایدئولوژی‌های حاکم بر این بستر» برگزار شد

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۳/۵ | 

بیست‌وپنجمین نشست کرسی یونسکو در فرهنگ و فضای مجازی: دوفضایی‌شدن جهان، با عنوان «گونه‌شناسی رسانه‌های مجازی و ایدئولوژی‌های حاکم بر این بستر» در روز سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸ با سخنرانی الهه شاکری داریانی، دانشجوی دکتری پژوهش هنر، پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران، در تالار ایران دانشکده مطالعات جهان برگزار شد.

شاکری با روش تحقیق کیفی و توصیفی-تحلیلی و بر ‌پایه اطلاعات به‌دست‌آمده از منابع جدید کتابخانه‌ای و برنامه‌های ساخته شده سعی در معرفی گونه‌های رسانه‌ مجازی و تأثیراتی داشت که بر ‌مخاطب می‌گذارد. نیل به این مهم منوط‌به شناخت توأم ایدئولوژی‌های حاکم بر این رسانه‌هاست. درک قابلیت‌های ساختاری و آگاهی از اقتضائات ذاتی رسانه‌های مجازی نقش مؤثری در انتقال پیام دارد. به بیان وی، هر رسانه‌، مأموریتی راهبردی در انتقال مفاهیم بر ‌عهده دارد و به‌منظور انتقال هر‌ چه بهتر پیام و تأثیرگذاری آن بر مخاطب باید شناخت درستی از رسانه‌های نوین داشت. لذا، شاکری تلاش کرد نحوه اثرگذاری این رسانه‌ها بر اجتماع و جامعه را بررسی‌کند. رسانه‌های مجازی اجازه مشارکت به کاربر را می‌دهد و با توجه به ایدئولوژی حاکم بر هر رسانه، محدودیت‌هایی در مشارکت برای کاربر تعیین می‌شود. شناخت این محدودیت‌ها نقش بسزایی در استفاده بهینه از امکاناتی دارد که رسانه‌ها در اختیار کاربران و اصحاب رسانه می‌گذارد.

شاکری شکل‌گرفتن رسانه‌های نوین را در امتداد رسانه‌های سنتی خواند که می‌توان آن را واکنشی مشترک به «همگرایی رسانه‌ها» قلمداد کرد؛ الگوهای مفهومی جدیدی که می‌رود تا به مدل ارتباطی نوینی بینجامد. شناخت کامل از ‌این رسانه‌ها منجر به بروز قالب‌ها و ظرفیت‌های بیانی جدیدی می‌شود که به‌طور ذاتی با پیام‌های ایرانی–اسلامی سنخیت بیشتری دارد. وی یکی از ‌این رسانه‌های جدید را تلویزیون تعاملی خواند. تلویزیون تعاملی علاوه‌بر ‌جاذبه‌های خود برای مخاطبان، از ‌پیچیدگی‌های زیباشناختی و فنی برخوردار است، به‌طوری که از ‌موضوع خواست مخاطب برای تماشای برنامه‌های مورد نظر فراتر می‌رود و او را در ‌شکل‌گیری روایت به مشارکت فعال وا‌خواهد داشت.

آلبوم عکس های این نشست


دفعات مشاهده: 270 بار   |   دفعات چاپ: 46 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

کتاب «فیلم سازی و سینما در جنوب صحرای بزرگ» منتشر شد

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۲/۲۸ | 

در این کتاب برای نخستین بار در ایران ؛ وضعیت صنعت سینما در کشورهای آفریقای جنوبی ، زیمبابوه ، موزامبیک ، آنگولا ، کنگوی دمکراتیک ، ماداگاسکار ، سومالی ،  کنیا ، تانزانیا(جمهوری خودمختار زنگبار ) ، اوگاندا ، رواندا ، اریتره ، اتیوپی ،  نیجریه ، غنا ، سنگال ، بورکینا فاسو ، سیرالئون ، کامرون  ، گینه کوناکری ، مالی، لیبریا و نیجر به عنوان کشورهایی شاخص از هر سه منطقه جنوب ، شرق و غرب آفریقا مورد بررسی قرار گرفته اند . در انتها نیز نویسنده به مناسبات سینمایی ایران و آفریقای جنوب صحرای بزرگ و راهکارها و پیشنهاداتی در خصوص آسیب شناسی توسعه روابط سینمائی ایران و کشورهای جنوب صحرای بزرگ آفریقا پرداخته است .
 کتاب " فیلم سازی و سینما در آفریقای جنوب صحرای بزرگ" توسط انتشارات نگارستان اندیشه و با مشارکت انجمن ایرانی مطالعات جهان در شمارگان ۵۰۰ نسخه چاپ و انتشار یافته است .
 

دفعات مشاهده: 243 بار   |   دفعات چاپ: 36 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به انجمن ایرانی مطالعات جهان می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | Iranian World Studies Association

Designed & Developed by : Yektaweb